افتخاری خطاب به خواننده پرحاشیه: تو هرچه داری از انقلاب است

کسی حق ندارد بگوید اثر من از رسانه ملی پخش نشود. اگر کسی مایل به پخش اثرش نیست، خودش در یکی از شبکه‌های تلویزیون رو در رو به مردم بگوید که دوست ندارد اثرش را مردم بشنوند. البته این یک شرط هم دارد و اینکه مدعی، آن چه در این 30 سال به واسطه انقلاب و مردم به دست آورده، به آنها پس دهد.

به گزارش شبکه ایران، علیرضا افتخاری؛ خواننده پرآوازه کشورمان با تکذیب شایعه خروجش از ایران، گفت: من با این انقلاب و مردم، علیرضا افتخاری شدم و هرگز به آنها پشت نخواهم کرد. تمام وجود و زندگی‌ام مال مردم است و هرگز این گوهر ارزشمند را با چیز دیگری عوض نمی‌کنم.

من با این انقلاب، لطف مردم و عنایت خداوند، به چنین جایگاهی رسیده‌ام
افتخاری همچنین به "وطن امروز" گفت: کسانی که هر روز اخبار کذبی درباره من و خروجم از کشور منتشر می‌کنند یا حسودند یا به اجانب تعلق خاطر دارند. اگر قرار بود وطنم را ترک کنم، چرا در شرایط فعلی این کار را کنم؟ اکنون به واسطه این انقلاب، لطف مردم و عنایت خداوند، به چنین جایگاهی رسیده‌ام و هرگز این توفیق الهی را با چیز دیگری عوض نمی‌کنم.

مثل برخی نیستم که به مردم پشت کرد
افتخاری تاکیدکرد: من در این آب و خاک رشد کرده و بالنده شده‌ام و به عشق این مردم کار می‌کنم. من مانند کسانی نیستم که با این انقلاب در دل‌های مردم جاگرفتند و بعد به آنها پشت کردند. هنرمند هرچه دارد از مردم است و نباید وقتی به شهرتی رسید فراموش کند که از کجا به اینجا رسیده و خاستگاهش کجاست.

کسی حق ندارد بگوید اثر من از رسانه ملی پخش نشود
افتخاری با بیان اینکه هنرمند باید هنرش در اختیار و متعلق به مردم باشد، عنوان کرد: کسی حق ندارد بگوید اثر من از رسانه ملی پخش نشود. اگر کسی مایل به پخش اثرش نیست، خودش در یکی از شبکه‌های تلویزیون رو در رو به مردم بگوید که دوست ندارد اثرش را مردم بشنوند. البته این یک شرط هم دارد و اینکه مدعی، آن چه در این 30 سال به واسطه انقلاب و مردم به دست آورده، به آنها پس دهد.

تمام رفتارهایی که این روزها با من می‌شود، از سر حسادت است
این هنرمند بی‌حاشیه که در چند ماه اخیر و به واسطه در آغوش گرفتن رئیس‌جمهور، مورد انتقاد و فشار برخی محافل و رسانه‌های بیگانه قرار گرفته، چند روز پیش هم در گفت و گویی عنوان کرد: به خوبی متوجه هستم که تمام رفتارهایی که این روزها با من می‌شود، از سر حسادت است.

وی افزود: من همانند این مردم خوب همیشه سعی کردم لباس ادب را بر تن کنم تا کسی عیب مرا نبیند. در دگرگونی‌های روزگار، شخصیت آدم‌ها شناخته می‌شود و این رفتارها از ناحیه کسانی هدایت می‌شود که نسبت به هنر حسادت می‌ورزند و توان تحمل آن را ندارند.

با بیگانه هم‌داستان نشد
روز گذشته در سایت شخصی استادافتخاری یادداشتی درباره این خواننده منتشر شد که حدیث‌نفس وی است. این یادداشت تاکید چندباره‌ای است بر علاقه افتخاری به مردم و وطنش و عدم همراهی با بیگانگان.

در بخش پایانی این یادداشت آمده است: او حرمت خانه پدری را داشت و از کاستی‌های آن شکایت به همسایه بیگانه نبرد. با ایستادگی پراصرارش آگاهانه و همه‌وقت چون تجسم یکپارچه امید، برای مردمش خواند و خواند، گویی می‌خواست خود را تمام کند. همچو نای شبگیر رازش را بی‌هراس از گوش دریوزه‌گر حاسدان بی‌توقع به شب بازمی‌خواند آنگونه که فریادش در جست‌وجوی مهتاب بر سنگینای شب لطمه‌ای نبود. بر پرکاری‌اش خرده‌گرفتند؛ می‌گفت باید بروم پی‌کارم وکار او فقط خواندن بود و خواندن یعنی همان رسالتی که برایش پرداخته شده بود. می‌گفت آمده‌ام تا خودم را تمام کنم؛ بگذار هرچه می‌خواهند بگویند. همیشه ایام خود را مدیون دلیرمردان این سرزمین می‌دانست و برای شان می‌خواند. بیشتر عمل می‌کرد و خدمتگزاران میهنش را دوست داشت. با بیگانه همداستان نشد، چوب حراج به حرمت خانه اجدادی نزد و بر سر حیثیت ایرانی‌اش معامله نکرد. تزویر بیگانه را می‌شناخت، همان‌ها که سالیان دور و دیر با زیباترین یاس‌های سرزمینش به زبان داس سخن گفته بودند. می‌گفت ما باید بر داشته‌های خود ببالیم نه بر رؤیای سرابی که بیگانه به تزویر برای ما ساخته است.



آقایان هر دلشان می خواهد، می گویند

 
عسگرپور

محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینمای ایران است. او را که یادتان هست؟ کارگردان سریال جراحت و گل های گرمسیری، و همچنین فیلم های قدمگاه و اقلیما. به مناسبت روز سینما، این کارگردان و چهره سینمایی، پای صحبت با یکی از خبرگزاری ها نشست و هر آنچه که در دل داشت، بیرون ریخت. بخش هایی انتخاب شده از این مصاحبه مهم را، که در آستانه سه ماه مانده به پایان ماموریت او و تیمش در خانه سینما انجام شده، مرور می کنیم. 

 

• فارغ از اینكه ما درباره كدام دولت صحبت می‌كنیم، یكسری مشكلات اساسی وجود دارد كه ربطی به سلیقه هیچ‌كدام از دولت‌ها ندارد. دركل سینما و حوزه‌ فرهنگ و هنر، اقتصادشان توسط دولت تعریف شده است و یكی از مسایل آن، جریانات صنفی است كه ما جریان صنفی خالص و ناب در كشور نداریم. در حوزه‌های غیرفرهنگی و هنری و مخصوصا در بازار، صنوف از یك قوام‌یافتگی برخوردارند و چون اقتصاد در آنجا مشخصا در دست دولت نیست، آزادی خود را دارند اما در حوزه‌ فرهنگ و هنر، دولت دوست دارد سیاست‌گذار، هدایت‌كننده و هم مجری باشد و خودش تشخیص بدهد به چه كسی كمك كند و به چه كسی خیر، تولید را هم به شدت وابسته خود كرده است. بنابراین همه چیز تحت‌الشعاع دولت است...

 

• اینكه فردی كه هیبت پدر را ندارد، به‌جای پدر بنشیند و كسی كه هیبت یك پدر را دارد، جای بچه بنشیند، دعوا و بكش بكش به وجود می‌آورد.

 

• حال این دولت، در حوزه فرهنگ، فارغ از آدم‌ها، بسیار مشتاق است كه بگردد در جریان صنفی و عیب و ایرادی را پیدا كند و عیب و ایرادها را به رخ بكشد تا نهایتا خودش وارد عمل شود. حال عمل او تنها براساس یك تئوری است، اما اینكه چقدر امكان تحقق دارد یا نه، بستگی به بضاعت آدم‌ها دارد. 

 

• به‌نظر من، خطای بزرگ وقتی است كه بخواهیم به یك نهاد مردمی و یك جریان صنفی كه درواقع مشروعیت را از پایین به بالا اخذ كرده، خدشه وارد كنیم. تردید نكنید در رفتاری كه دوستان از دو سال پیش به این‌سو پیگیر آن هستند، نه در بلندمدت كه در كوتاه‌مدت، شكست خواهند خورد البته نه به دلیل اینکه ما قدرت لازم را داریم بلکه به این دلیل که اساسا این بازی، بازی غلطی است.

 

• امروز شاید یک مدیر روی كاغذ بگوید كه چند نفری را حذف می‌كنیم و اوضاع درست و وفق مراد می‌شود، اما در عمل و سر بزنگاه، جریان صنفی با او همراهی نمی‌كند یا همراهی می‌كند اما بعدا مصیبت برای او باقی می‌ماند. یكجا شاید "بله" بگوید اما جای دیگری برایش مصیبت‌بار می‌شود. فكر می‌كنم اظهارنظرهای مدیران فعلی حوزه‌ فرهنگی برگرفته از شرایط دولت است. هیچ‌كدام از ما از مریخ نیامده‌ایم. همه در همین شرایط زندگی می كنیم. در انقلاب و جنگ هم بودیم، ولی شرایطی را طی كردیم كه به جایی رسیدیم.

 

• اظهارنظر ابوالقاسم طالبی و دیگر دوستانش قابل تامل نیست تا بر سر آن متوقف شویم. شخص آقای طالبی، عضو خانه‌سینما هم نیست. به‌نظر می‌رسد پشتوانه‌هایی هم دارند، هرچند ما برخی صحبت‌های ایشان را که جنبه حقوقی و قضایی دارد، در دادگاه پیگیری می‌کنیم، اگرچه این پیگیری‌ها هم بی‌نتیجه است چون به جایی نمی‌رسد. درست به همین دلیل است كه آقایان هرچه دوست دارند، می‌گویند. می‌گویند خانه‌سینما پایگاه دشمن شده است. خوب این یك ادعاست كه باید سند و مدرك داشته باشد. پایگاه دشمن یک ارتباطی باید با دشمن داشته باشد. رابطه باید ثابت شود. من هم می‌توانم بگویم كه آنها، خود، پایگاه دشمن هستند زیرا با تندروی، قصد دارند به جهان بگویند فرهنگ كشور، وضعیت درهم و برهمی دارد.

 

• فكر می‌كنم الان در دوره طوفان اظهارنظرها هستیم. چنین اظهارنظرهایی فایده‌ای ندارد. مدیری که از آن دوران بد می‌گوید، می‌خواهد برای بی‌برنامگی و کم‌کاری خودش توجیه پیدا كند. به همین دلیل نبش قبر می‌كند و می‌گوید این مشكلات از سال‌های قبل بوده است. اما به‌نظر من، این سخنان به كم‌تسلطی مدیریت امروز برای حل مشكلات بازمی‌گردد.

اظهارنظر ابوالقاسم طالبی و دیگر دوستانش قابل تامل نیست تا بر سر آن متوقف شویم. شخص آقای طالبی، عضو خانه‌سینما هم نیست. به‌نظر می‌رسد پشتوانه‌هایی هم دارند، هرچند ما برخی صحبت‌های ایشان را که جنبه حقوقی و قضایی دارد، در دادگاه پیگیری می‌کنیم، اگرچه این پیگیری‌ها هم بی‌نتیجه است چون به جایی نمی‌رسد. درست به همین دلیل است كه آقایان هرچه دوست دارند، می‌گویند

• به‌طور قطع از سال 70 به بعد كه سینما نشان داد یك هنر - صنعت است و افتخار جهانی دارد، باید به فكر زیرساختارها می‌بود كه شامل سالن‌های نمایش و تاسیسات و تجهیزات تولید و استفاده از سرمایه صنوف می‌شد اما از آن سال‌ها روز به‌روز وضعیت بدتر شد. سالن‌ها از بین رفتند. جریان صنفی تضعیف شد. جریانات صنفی به كمك دولت نرفتند. درنتیجه تولیدات روز به روز بدتر شد شاید همین مقدار هم شاهكار باشد.

 

• ماهواره، لوح فشرده، اینترنت و تکنولوژی هركدام در دوره‌ای ضربه‌ خود را زده‌اند، بعد هم یاد گرفتند چگونه باهم کنار بیایند. این اتفاق در دنیا فقط برای ما نیفتاده است. قاچاق هم حضور دارد. منتها سینمایی كه روی پای خود می‌ایستد، به محض برخورد با این پدیده‌ها، راه‌های درست ادامه حیات خود را پیدا می‌كند و با پدیده‌های جدید به همزیستی می‌رسد. اما امروز همه فارسی‌وان و cd را مقصر می‌دانند. نمی‌توانیم هم بگوییم كه دنیا با ما تنظیم شود. نمی‌توانیم منتظر باشیم كه دشمن نباشد تا ما كار خود را بكنیم. در همین بحبوحه باید مشكلاتمان با مطالعه و عقلانیت و خرد جمعی حل كنیم.

 

• كسی كه فرهنگ و هنر را مدیریت می‌كند، باید بخش قابل توجهی از نگاهش فرهنگی باشد، البته از مشاورین امنیتی استفاده كند، اما نه اینكه دارای نگاه امنیتی باشد و از مشاور فرهنگی استفاده كند.

 

• (درباره شکایت خانه سینما از فرج الله سلحشور به خاطر حرف هایی که به خانه سینما زده بود) از وكیل خانه شنیدم كه وی در چند مورد عذرخواهی كرده و گفته است سخنانش بد منتقل شده است و منظورشان این نبوده است كه بخش اعظم دوستان با انقلاب نیست و سینماگران بی‌بندوبار هستند. گفتند كه اینگونه نگفتم. دادگاه هم از سایت استعلام كرده و گفته كه سایت اشتباه منتقل كرده است. البته شنیدم ایشان با یك كیف به زعم ایشان پر از مدارك بی‌بندوباری اهالی سینما در دادگاه حضور پیدا كردند كه برای خود من هم جالب است این مدارك از كجا آورده شده، اگرچه تفاوتی نمی‌كند. اگر ایشان حتی برای هزار نفر هم مدرك بیاورد، باز نزدیك به چهار هزار نفر دیگر بی‌گناه هستند كه مورد تهمت واقع شده‌اند.

چرا فردوسی پور، مجری خوبی نیست؟

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک مجری تلویزیونی، رفتار او در مقابل دوربین است. این رفتارها مجموعه‌ای از واکنش‌ها، نگاه‌ها و استفاده از حرکات مثل حرکت دست و سر هستند که مجری می‌تواند با کمک آنها در مدیوم تصویر بر گفت‌وگوی خود با مخاطب یا با مهمان تاثیر بگذارد.

عادل فردوسی پور

رضا ساکی- در کشور ما بر خلاف کشورهای دیگر، برای انتخاب مجری هیچ چیز مشخصی وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، هیچ وقت رعایت نمی‌شود و بیشتر برای اجرا - به ویژه اجرای برنامه‌های خاص- وقتی دست‌شان به «فرزاد حسنی» و «رضا رشیدپور» و … نمی‌رسد، دنبال چهره‌های تلویزیونی و سینمایی می‌روند تا برنامه را اجرا کند. آنها هم هر چه در کار خود استاد هستند، ولی بلد نیستند چطور مقابل دوربین در یک برنامه‌ی «تاک شو» عمل کنند و کار را خراب می‌کنند.

این مقدمه را چیدم تا درباره‌ رفتار جلوی دوربینِ «عادل فردوسی‌پور» بعد از دوازده سال تجربه‌ او در برنامه‌‌ «90» بنویسم.

این که چه چیزی باعث می‌شود که مردم دوست داشته باشند صدای غیراستاندارد فردوسی‌پور را بشوند و از صدای استاندارد «جواد خیابانی» دوری کنند، برمی‌گردد به نوع گزارش و سطح اطلاعات این دو گزارش‌گر و البته برند و اعتباری که فردوسی‌پور از برنامه‌ «90» همراه خود دارد. گزارش جواد خیابانی آن قدر مشکل دارد که مخاطب‌، اغلب قید او را می‌زند، اما این کار به این معنی نیست که کار فردوسی‌پور هم بدون مشکل است. دوازده سال پیش «90»، اتفاقی در رسانه‌ تلویزیون بود، البته همین حالا هم «90» اتفاق است، چون تنها برنامه‌ چالشی و گفت‌وگو محوری است که سال‌ها است ادامه دارد و مردم می‌توانند طعم یک گفت‌وگوی جنجالی را در تلویزیون بچشند. اصولا در کشوری مثل ایران، برای ساخت برنامه‌ای مثل «90» زحمت زیادی نباید کشیده شود، وقتی برنامه‌ گفت‌وگو محور باشد و موضوع‌اش هم فوتبال،

«عادل فردسی‌پور» به گمان من ممکن است یک استاد دانشگاه خوب یا مفسر ورزشی خوب باشد، اما هیچ گاه مجری خوبی نبوده و نیست، او خوب فکر می‌کند، ولی خوب اجرا نمی‌کند و بعد از دوازده سال اجرا، هنوز در مقابل دوربین حرکاتی می‌کند که حیرت‌آور است. او هنوز نتوانسته با دوربین کنار بیاید و این یکی از مشکلات او است

فقط کافی است شروع بشود تا بتواند سال‌ها ادامه پیدا کند، آن هم در اینجا که فوتبال آن قدر صحنه‌های خنده‌آور و حاشیه‌ای دارد که نان برنامه‌سازان ورزشی همیشه در روغن است. این گفته به معنی ندیده گرفتن هوش فردوسی‌پور در برنامه‌سازی نیست، اتفاقا او هشیار است، آسانی کار را از آن جهت مثال زدم که آنها کمتر با نگو و نپرس سر و کار دارند و خوشبختانه موضوعات ورزشی در ایران کمتر دست‌خوش این می‌شود که "نپردازید"، اگر هم "نپردازید" دارند، مقطعی است، اما برنامه‌های سیاسی و اجتماعی رسانه‌ای این طور نیستند.

در برنامه‌های گفت‌وگو محور، مهم مهمان است و در جریانات ورزشی اغلب این مهمان فراهم است و وقتی مهمانی فراهم باشد و بحثی داغ، مردم می‌نشینند و دعوا و مرافعه دوستان را با هم می‌بینند و لذت می‌برند یا دو ساعت نگاه به تلویزیون می‌کنند تا ببینند «علی دایی» چطور از پرونده‌ شخصی‌اش دفاع می‌کند و حال دیگران را می‌گیرد. فردوسی‌پور هم که نقش خندیدن به ریش همه را دارد، از این که دومیلیون نفر به برنامه‌اش پیامک بزنند، خوشحال است و مسرور. (در این برنامه‌ خاص البته)

بگذریم، بحث چیز دیگری است. «عادل فردسی‌پور» به گمان من ممکن است یک استاد دانشگاه خوب یا مفسر ورزشی خوب باشد، اما هیچ گاه مجری خوبی نبوده و نیست، او خوب فکر می‌کند، ولی خوب اجرا نمی‌کند و بعد از دوازده سال اجرا، هنوز در مقابل دوربین حرکاتی می‌کند که حیرت‌آور است. او هنوز نتوانسته با دوربین کنار بیاید و این یکی از مشکلات او است، مشکلی که اگر سعی در حل آن داشته باشد، بسیار به کار برنامه‌سازی‌اش می‌خورد. حتما شما هم چند بار برنامه‌ «90» را دیده‌اید، پس مواردی را مثال می‌زنم تا شاید شما هم به یادتان بیاید چه می‌گویم.

فردوسی‌پور بعد از این همه سال، هنوز دوربین را می‌بیند، نه مردم یا مهمان تلفنی را. او هنوز نمی‌تواند در دوربین زل بزند، اغلب سرش پایین است و وقتی مهمانِ تلفنی حرف می‌زند، با خودکار دایره و خط روی کاغذ می‌کشد. همچنین در پاس دادن‌های به اتاق فرمان همین گونه عمل می‌کند و وقتی می‌گوید کدام بخش را ببینیم، سرش را می‌اندازد روی کاغذ و چیزی می‌کشد یا می نویسد. البته شاید این مشکلات برای مخاطب‌های «90» چیز مهمی نباشد، اما نکته اینجا است که آیا برای تلویزیون هم نباید مهم باشد؟ او حتی در گفت‌وگویی که با یکی دیگر از برنامه‌های تلویزیون انجام داد، به جای نگاه کردن به گزارشگر یا دوربین، نگاه‌اش به خارج از کادر بود و به شدت عصبی نشان می‌داد.

قوز فردوسی‌پور به سمت میز، نقاشی کردن‌های او به هنگام گفت‌وگو و استرس‌اش هنگام کلوزآپ‌ها عجیب است، شاید به همین دلیل است که کارگردان‌های برنامه کمتر یا اصلا از او کلوز نمی‌گیرند، چون او را به شدت به هم می‌ریزد.

در برگشت‌ها به استودیو هم اغلب سرش پایین و در کاغذ است و برای پرسیدن سئوال، بی‌خود تقویم‌اش را جا به جا می‌کند و نشان می‌دهد دارد روی کاغذ‌ها را می‌خواند. در بیان هم آن قدر از «ام» استفاده می‌کند که گاه واقعا آزاردهنده است.

نکته‌ مثبت او در این برنامه هوش اوست که متاسفانه در خدمت اجرا نیست، اما خب هوش‌ او ایده‌های خوبی مثل استفاده از فیلم‌ها و عکس‌های مردم در اختیارش می‌گذارد که بسیار عالی است.

حاضرم از جیب خودم بدهم تا برنامه سحر را اجرا کنم

همه بچه‌ها اینجا با وضو هستند و زمانی که می‌بینم تصویربردار از صحبت‌هایی که می‌شنود اشک می‌ریزد ذوق می‌کنم، چون مخاطب من در ابتدا تصویربرداران و بچه‌های اتاق فرمان هستند و بعد مردمی که جلوی گیرنده‌های خود نشسته‌اند.

وقتی سحر برای روزه‌داری به نیت قرب خد از خواب ناز بیدار می‌شوید کنترل تلویزیون را بردارید و دکمه شبکه اول سیما را نشانه بگیرید تا ببینید در "ماه خدا" کسی هست که به مانند شما از خواب خود می‌زند و روبه‌روی دوربین می‌نشیند و برای شما ازتلخی‌ها، خوبی‌ها، معرفت و رفتار حسنه بزرگان و... سخن می‌گوید.

مجری جوانی که به واسطه اجرای خاص و به گفته خودش قصه گونه‌اش و قلم زیبایش به نمادی برای سحرگاهان "ماه خدا" بدل شده و مخاطبان سحری سفره‌هایشان را از گلواژه‌ها و آینه کلام او مزین می‌کنند.

فرزاد جمشیدی، نویسنده و مجری خوش سابقه سیما که در برخی محافل مذهبی به مرغ سحر سیما مشهور است، به تازگی در گفت‌وگویی با ارگان رسمی صدا و سیما(هفته‌نامه سروش) از چگونگی انس گرفتن با شب‌زنده‌داران ماه مبارک گفته و آن را توفیقی از برکات دعای پدر و مادر عنوان کرده است. بخش‌هایی از آن را با هم می‌خوانیم.

 

"ماه خدا" و عادت مخاطبان به مرغ سحر

باور من این است که دلیل این حضور ابتدا توفیقی است که به من شده و در نهایت تلاشی است که داشته‌ام. مردم در این برنامه با نوعی ادبیات جدید آشنا شده‌اند که مشتمل بر تحقیق و پژوهش است. همچنین به نظر من مسائل مذهبی و معرفتی پایان ناپذیر است و همیشه می‌توان درباره آن صحبت کرد،به شرطی که تنوعی که بیننده به دنبال آن است در برنامه وجود داشته باشد. ولی دوست دارم به این نکته اشاره کنم که اجرای برنامه سحرگاهی بسیار سخت است و نیاز به توفیق و مطالعه به روز دارد.

 

برنامه‌ای برای شب‌زنده‌داران باسواد

کسی که سحرگاه از خواب بیدار می‌شود اهل شب زنده‌داری است و هدفش روزه‌داری و تلاوت قرآن است، پس به مسائل دینی علاقه‌مند است. ولی از آن‌جا که این مخاطب به‌شدت با سواد است اولین کاری که من برای اجرای این برنامه در نظر می‌گیرم تحقیق و پژوهش در زمینه‌های دینی است و علاوه بر این از اساتید علوم دینی نیز بهره می‌برم. چون مردم هرباره دوست دارند حرف تازه‌ای بشنوند به همین خاطر است که من سال گذشته حدود 380 تا قصه در برنامه ماه خدا روایت کردم که تمام آنها نیازمند تحقیق و مطالعه بود و مردم به این قصه‌گویی عادت کرده‌اند.

 

درونیات مجری در قاب تلویزیون

تلویزیون درون مجری را به نمایش می‌گذارد و مجری باید به چیزی که می‌گوید اعتقاد و باور داشته باشد و مطالبی که عنوان می‌کند برایش درونی شده باشد. در این حالت است که مخاطب ذوق شنیدن پیدا می‌کند و گوینده ذوق گفتن. شاید باور نکنید، ولی در زمانی که مطالعه می‌کنم یا پلاتویی را می‌نویسم تا حدی این مباحث برایم باور پذیر می‌شود که در حین کار اشک می‌ریزم .

 

دیش احساسات ما، تنظیم نیست

به نظر من اگر مجری قریحه طنز نداشته باشد کارش فلج می‌شود و من هم از این قاعده مستثنی نیستم. در چند قسمت پیش نیز شعری خواندم که تا حدودی طنز بود و ساختارشکنی در برنامه ایجاد کرد.

عیب کار از جعبه تقسیم نیست                  سیم سیار دل ما، سیم نیست

این خدا، این هم هزاران طول موج             دیش احساسات ما، تنظیم نیست

 

اعتکاف در امپراطوری کتاب برای چند دقیقه نجوا

اینجایی که می‌بینید(کتابخانه شخصی جمشیدی) امپراطوری کتاب و کاغذ است. چون من برای 5 دقیقه صحبت پنج ساعت مطالعه می‌کنم. به خاطر اینکه مباحث مذهبی بسیار وسیع و متفاوت است طوری که در مورد یک مطلب یا به طور مثال یک آیه و حدیث آنقدر تفسیرهای زیادی وجود دارد که اگر اطلاعات ما به‌روز نباشد برای مخاطب باسوادمان حرفی نداریم؛ البته کتاب بخشی از این برنامه است و در کنار آن از مقالات و فضای مجازی هم استفاده می‌کنیم و پنجاه درصد از اطلاعات ما در این برنامه بر گفت‌وگو با علمای دینی استوار است؛ علمایی که متاسفانه تلویزیون برای معرفی آنها همتی نکرده و همچنان نهان هستند.

 

اگر نتوانم کالایی را بفروشم، باخته‌ام

شاید در طول شبانه روز 3-2 ساعت بیشتر نخوابم، چون برای آمدن جلوی دوربین و صحبت کردن با این مردم با سواد و فهیم آنقدر استرس دارم که خواب به چشمم نمی‌آید. امروزه شنونده‌ها و بیننده‌های ما خیلی از مجریان ما جلوتر هستند و اگر من نتوانم کالایم را بفروشم، باخته‌ام.

 

حاضرم از جیب خودم بدهم تا برنامه سحر را اجرا کنم

افراد با سوادتر از من هم هستند که بتوانند این برنامه را اجرا کنند ولی به نظر من کسی که می ‌خواهد برنامه سحرگاهی اجرا کند باید از جان بگذرد. حرف‌هایی که می‌زند را نمی‌توان فقط حفظ کرد باید عمل کرد، باید سوز دل داشت. مجریانی هستند که به خاطر سختی کار نمی‌توانند دراین برنامه‌ها حضور داشته باشند ولی به نظر من توفیق حضور ندارند. حتی اخیرا برخی همکاران گفته‌اند که اگر به ما فلان مبلغ را هم بدهند، حاضر نیستیم این برنامه را اجرا کنیم این در حالی است که من حاضرم از جیب خودم به مسئولان مبلغی بدهم تا اجرای برنامه سحر را به عهده بگیرم و فکر می‌کنم این توفیق به خاطر دعای مادرم است.

 

انصاف نیست به اسم فرزاد جمشیدی تمام شود

عزیزانی هستند که لحظه‌به‌لحظه پیگیر کار این برنامه هستند. شخص مهندس ضرغامی، آقای دارابی معاون ایشان، دکتر میر باقری معاون سیما و آقای فارسیجانی مدیر گروه معارف در هفته چندین بار تماس می‌گیرند و مراقب مسیری که برنامه طی می‌کند، هستند. پس انصاف نیست به اسم فرزاد جمشیدی تمام شود چون این برنامه حاصل یک کارگروهی است همه بچه‌ها اینجا با وضو هستند و زمانی که می‌بینم تصویربردار از صحبت‌هایی که می‌شنود اشک می‌ریزد ذوق می‌کنم، چون مخاطب من در ابتدا تصویربرداران و بچه‌های اتاق فرمان هستند و بعد مردمی که جلوی گیرنده‌های خود نشسته‌اند

پاييزي ديگر با مهران مديري

فرهنگ > تلويزيون  - تمام حرف و حديث‌ها و تاييد و تکذيب‌ها در مورد تازه‌ترين ساخته مهران مديري با عرضه اين اثر در شبکه نمايش خانگي به پايان رسيد تا دوستداران آثار مديري پاييزي ديگر را با مجموعه‌اي از او سپري کنند.

به گزارش خبرآنلاين، «قهوه تلخ» آخرين مجموعه طنز مهران مديري، در ابتداي ساخت به دليل عظيم بودن توليد، متفاوت بودن داستان و بازگشت دوباره مديري به تلويزيون بسيار خبرساز بود، اما اين خبرها در ادامه مسير ساخت مجموعه و مهمتر از همه رسيدن به مرحله پخش ابعاد تازه‌اي به خود گرفت.

مديري و گروهش از تيرماه سال 1388 پيش توليد «قهوه تلخ» را آغاز کردند. کاخ بزرگي در يکي از ساختمان هاي خيابان بوسني و هرزگوين در خيايان فرشته ساخته شد تا همه چيز براي ساخت اثري مهم از مجموعه کارهاي طنز مديري آغاز شود. پيش از آماده شدن دکور بخش هاي بيروني و خياباني فيلمبرداري شد تا کار ساخت اين مجموعه از مهرماه سال 1388 آغاز شود.

ادامه نوشته

ابلیس در لباس فرشته   

به‌رغم شروع فعالیت شبکه ماهواره‌ای فارسی وان در مرداد 1388 به دلایل مختلف بحث درباره این شبکه و نگرانی از تاثیرات آن بر خانواده‌های ایرانی، به‌ویژه تاثیرات این شبکه بر کودکان و نوجوانان کشورمان در ماه‌های پایانی سال 1388  و ماه‌های ابتدایی سال 1389 در محافل گوناگون خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی مطرح و به موضوع مورد توجه بسیاری از رسانه‌ها و مسؤولان فرهنگی و رسانه‌ای کشور نیز تبدیل شد.

 

عبدا... بیچرانلو، دانش‌آموخته مدیریت رسانه در همشهری مثبت نیمه اول شهریور ماه و در پرونده ویژه فارسی 1 نوشته است:  هر کس از زاویه دید خود و با توجه به برداشتی که از محتوای سریال‌های شبکه فارسی وان داشت، تلاش کرد هشدارها و نگرانی‌هایی را درباره این شبکه مطرح کند. با شروع سریال‌های تابستانی تلویزیون کشورمان و همزمان بروز برخی مشکلات فنی در پخش برنامه‌های فارسی وان روی یک ماهواره موضوع فارسی وان نیز کمرنگ شد. گویی همه مسائل مربوط به آن یک‌شبه حل شد؛ چراکه سریال‌های داخلی به دلایل مختلف از جمله گذر از برخی خطوط قرمز پخش توانستند نگاه مخاطبان نسبتا‌ گسترده‌ای را به خود معطوف کنند. اما بـه نـظر می‌رسد این نگاه تا حدی خوشبینانه است؛‌ چراکه هیچ‌گاه این تضمین وجود نداشته است که تلویزیون در فصول مختلف سال،‌ بتواند سلایق گوناگون مخاطبان را پاسخ بگوید و معمولا‌ موفقیت‌های تلویزیون، مناسبتی یا فصلی بوده و تداوم و پیوستگی نداشته است. مشکلی که از موفقیت‌های کوتاه‌مدت تلویزیون بروز می‌کند جلب مخاطبان به سمت تلویزیون و افزایش گرایش مخاطبان به تماشای آن است اما پس از مدت کوتاهی با پخش برنامه‌های ضعیف، به‌ویژه برنامه‌های داستانی که عمده‌ترین برنامه‌های مورداقبال مردم هستند،‌ عملا مخاطبان احساس خلأ می‌کنند و بسیاری از همان تماشاگران،‌ به شبکه‌های ماهواره‌ای رو می‌آورند.


 موفقیت‌های تلویزیون در جذب مخاطب و عادت‌دادن او به تماشای برنامه‌های سرگرم‌کننده (یعنی مخاطبی که تفریح و سرگرمی‌اش تلویزیون نیست به تماشاگر جدی و دائم تلویزیون تبدیل می‌شود) و ضعف‌ها و ناکامی‌هایش در برخی دوره‌های زمانی که در این دوره‌ها همان تماشاگران جدی و دائم تلویزیون را از خود می‌راند و به سمت تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای سوق می‌دهد.

 

 ماموریت تازه


به نظر می‌رسد این شبکه که از ابتدای تاسیسش، ماموریت اصلی‌اش پخش سریال بوده و بیشترین زمان برنامه‌های این شبکه به سریال اختصاص داشته است، در جدول پخش سریال‌هایش و نیز در به‌کارگیری برخی شگردهای جذب مخاطب،‌ کارهای جدیدی می‌کند.


 برای مثال،‌ به نظر می‌رسد گنجانده‌شدن دو سریال در پخش سحرگاهی این شبکه در این راستا باشد. این دو سریال، ضعیف‌ترین سـریال‌های کره‌ای پخش شده از این شبکه از لحاظ فیلمنامه و ساختار بوده‌اند.


هر دو این سریال‌ها نیز بر محور دو خیانت طراحی شده بودند و سال گذشـتـه با وجود اینکه هر شب از این شبکه پخش می‌شدند و مخاطب به راحتی می‌توانست آنها را دنبال کند، با این حال،‌ در جلب مخاطب توفیق چندانی داشتند. تنها ارزش آنها برای فارسی وان، پرشدن ساعات در نظر گرفته شده برای پخش سریال و به اصطلاح پرکردن کنداکتور و آنتن بود.


 به نظر می‌رسد به دلیل اینکه دو سریال یادشده برخلاف سریال‌های کلمبیایی و برخی از سریال‌های آمریکایی این شبکه از کمترین صحنه‌های غیراخلاقی برخوردار هستند،‌ به منظور استفاده از نبود برنامه‌های سحرگاهی نمایشی در تلویزیون کشورمان در این ساعات معنوی گنجانده شده و همچون شیطانی که می‌خواهد توجه مومنان را از عبادت و نیایش به سمت خود جلب کند، ایفای نقش کنند.

 

وقتی اعتقادات ما هدف می‌شود


از دیگر روش‌هایی که به نظر می‌رسد فارسی وان در ماه مبارک رمضان امسال در پیش بگیرد- که مجموعه این روش‌ها را می‌توان مخاطب محوری ابزاری فارسی وان نامید- پخش اذان شیعی هنگام افطار، پخش وله‌های متناسب با حال و هوای ماه مبارک،‌ تلاش برای ابراز احترام به شب‌های احیا و شهادت امام علی(ع)‌ با حذف موسیقی‌های شاد خود و نیز حذف سریال‌های کمدی در این شب‌ها و همچنین بهره‌گیری از وله‌ها و پیام‌های متناسب با عید فطر در آستانه عید فطر از مهم‌ترین روش‌هایی خواهند بود که به کار خواهند گرفت.


این رویکرد از این جهت مخاطب‌محوری ابزاری نـامـیـده می‌شود که فارسی وان با اتخاذ آن در ماه مبارک وانمود می‌کند به ایدئولوژی مخاطبان احترام می‌گذارد چرا که رعایت این موضوعات لایه‌ای بسیار ظاهری و سطحی است که هر مخاطبی به راحتی متوجه آن بوده و رعایت آن باعث می‌شود مخاطب ایرانی که پایبند به روزه گرفتن است و در شب‌های ضربت خوردن و شهادت امام علی (ع) عزادار است،‌ تصور کند که فارسی وان به او احترام می‌گذارد اما چرا می‌گوییم مخاطب محوری ابزاری؟


 علت این نگاه به فارسی وان، ناشی از عملکردش در طول یک سال گذشته است، نه توهمی درباره یک دشمن موهوم.‌


 از ابتدای پخش سریال‌های این شبکه در مرداد ماه سال گذشته، شاهد روندی پیوسته بوده‌ایم.


 در همان آغاز تاسیس فارسی وان که پس از چند‌روز با ماه مبارک رمضان همزمان شد به دلیل فضای معنوی حساس آن، کمتر صحنه‌های غیراخلاقی از این شبکه پخش شد و سانسورهای بسیار شدید بر سریال‌ها - به ویژه سریال «ویکتوریا» که در آن زمان مهم‌ترین سریال فارسی وان و تنها سریال کلمبیایی این شبکه بود-‌ اعمال می‌شد تا مخاطب ایرانی با گرایش مذهبی به سمت این شبکه جلب شود ‌ و برخی خانواده‌ها که پس از افطار – در اثر ضعف سریال‌های داخلی به این شبکه رو آورده بودند- با مواجه شدن با صحنه‌هایی غیراخلاقی از نگاه کردن به آن منصرف نشوند چون اصولا ایرانی‌ها در کنار خانواده به تماشای تلویزیون می‌نشینند و در صورتی که احساس کنند برخی حریم‌ها رعایت نمی‌شوند و نمی‌توان همراه با دیگر اعضای خانواده یا حتی مهـمان‌ها بعضی صحنه‌های یک سریال را تحمل کرد،‌ از تماشای آن منصرف می‌شوند. از‌این رو،‌ فارسی وان با وقوف به این موضوع، تلاش کرد به تدریج و در طول زمان،‌ دوز اندکی از صحنه‌های غیراخلاقی را در سریال‌هایش بگنجاند و این موضوع را در اوایل تابستان امسال به بالاترین سطح رساند.


 یعنی در سریالی مانند سریال کلمبیایی «سفری دیگر» به نحوی نما‌هایی غیراخلاقی از شخصیت‌های اصلی این سریال به نمایش درآمد.

 

 آموزش مفاهیم دیگر


گذشته از این موضوع،‌ فارسی وان در همین ایام یاد شده در سریال کلمبیایی دیگری به نام «در جست‌وجوی پدر» به آموزش مسیحیت برای کودکان مشغول شد و در هر قمست از سریال با زبانی بسیار نرم و کودکانه از زبان یکی از کودکان که نقش پررنگی در سریال داشت،‌ بخش‌هایی از آداب و آموزه‌های مسیحی را برای کودکان ایرانی و به‌طور کلی فارسی زبان،‌ بسیار شفاف و ساده بیان می‌کرد.


در سریال دیگری مانند سریال آمریکایی «24» که از این شبکه پخش می‌شود شاهد رویکرد ضدایرانی و ضداسلامی فارسی وان هستیم چرا که این سریال که اساسا در ارتباط با فضای امنیتی- سیاسی پس از 11 سپتامبر 2001 در آمریکا و زمینه‌سازی برای روی کارآمدن باراک اوباما ساخته شده،‌ سریالی است که در آن مسلمانان و به طور خاص ایرانی‌ها به صراحت تروریست معرفی می‌شوند.


منظور از بیان سه مورد یاد شده در عملکرد شبکه فارسی وان‌ این است که از یک دید و در کوتاه مدت در ماه مبارک رمضان ممکن است برخی افراد به این باور برسند که فارسی وان بسیار به ایدئولوژی ما احترام می‌گذارد؛‌ حتی مانند تلویزیون کشورمان که به القای پیام‌های دینی می‌پردازد، عمل نمی‌کند.


 اما حقیقت آن است که رصد یک‌ساله این شبکه نشان داده است عقاید مخاطبش آخرین چیزی است که فارسی وان به آن احترام می‌گذارد و تلاش می‌کند از هر شیوه‌ای،  برای جلب مخاطب بهره بگیرد تا به اهدافی که عمدتا از طریق سریال‌های کلمبیایی و برخی سریال‌های آمریکایی دنبال کرده است،‌ برسد؛ اهدافی همچون تابوشکنی اخلاقی در خصوص روابط آزاد مردان و زنان، خیانت به همسر و به تدریج پایبندی به هر نوع تعهد اخلاقی در روابط میان افراد

مهران مدیری بازگشت   

تمام حرف و حدیث‌ها و تایید و تکذیب‌ها در مورد تازه‌ترین ساخته مهران مدیری با عرضه این اثر در شبکه نمایش خانگی به پایان رسید تا دوستداران آثار مدیری پاییزی دیگر را با مجموعه‌ای از او سپری کنند.

به گزارش خبرآنلاین، «قهوه تلخ» آخرین مجموعه طنز مهران مدیری، در ابتدای ساخت به دلیل عظیم بودن تولید، متفاوت بودن داستان و بازگشت دوباره مدیری به تلویزیون بسیار خبرساز بود، اما این خبرها در ادامه مسیر ساخت مجموعه و مهمتر از همه رسیدن به مرحله پخش ابعاد تازه‌ای به خود گرفت.

مدیری و گروهش از تیرماه سال 1388 پیش تولید «قهوه تلخ» را آغاز کردند. کاخ بزرگی در یکی از ساختمان های خیابان بوسنی و هرزگوین در خیایان فرشته ساخته شد تا همه چیز برای ساخت اثری مهم از مجموعه کارهای طنز مدیری آغاز شود. پیش از آماده شدن دکور بخش های بیرونی و خیابانی فیلمبرداری شد تا کار ساخت این مجموعه از مهرماه سال 1388 آغاز شود.

در این مقطع براساس تصمیم‌گیری صورت گرفته در گروه، خشایار الوند و امیرمهدی ژوله نویسندگان فیلمنامه نقشی برای خود مدیری ننوشتند و قرار بود او فقط در نقش راوی حضور داشته باشد.

طبق معمول آثار مدیری، سیامک انصاری یکی از کلیدی ترین نقش ها را برعهده گرفت و محمدرضا هدایتی، سحر زکریا، الیکا عبدالرزاقی، برزو ارجمند، رضا فیض نوروزی، سحر جعفری جوزانی، آرام جعفری، علی لک پوریان، عارف لرستانی، بیژن بنفشه‌خواه، نادر سلیمانی، رضا نیکخواه، هادی کاظمی، جواد عزتی، فلامک جنیدی و دیگر بازیگران سایر نقش ها را ایفا کردند؛ هرچند در ادامه راه مدیری خود به عنوان بازیگر نقش بلوتوس تاجر ونیزی یکی از نقش‌های اصلی را برعهده گرفت.

روزهای اولیه تصویربرداری بود که اعلام شد مجموعه مدیری از آبان ماه در شبکه سوم سیما روی آنتن خواهد رفت، اتفاقی که نه در آبان ماه سال 88 افتاد و نه هیچ‌گاه دیگر رخ خواهد داد.

نخستین خبر در مورد توقف تولید مجموعه مدیری 19 مهرماه منتشر شد. ماجرا از این قرار بود که دکورهای کاخ بزرگ داستان ساخته نشده بود و گروه باید مدتی انتظار می کشید تا کار گروه طراح صحنه به پایان برسد.

آبان ماه سال 88 فرا رسید و در شرایطی که انتظار می‌رفت براساس اخبار منتشر شده مجموعه مدیری روی آنتن برود این اتفاق نیافتد؛ دلیل روشنی اعلام نشد اما نزدیکی به ماه محرم و صفر و متناسب نبودن فضای این ایام با حال و هوای مجموعه مدیری موجب شد دومین زمانی که به عنوان مقطع پخش این اثر عنوان شود، پایان دهه اول محرم باشد.

هرچند تقریباً از اوایل سال 1389 برخی از مدیران سازمان صداوسیما مجموعه «قهوه تلخ» را با شبکه سه سیما کاملاً بی ارتباط دانستند، اما در آبان‌ماه سال 1388 هاشم رضایت، قائم مقام شبکه سه سیما در مورد این مجموعه گفت: «مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» بعد از دهه اول ماه محرم روی آنتن می‌رود. کار مهران مدیری در حال تغییر دکور است و براین اساس متوقف شده است.»

تصویربرداری مجموعه مدیری دو روز بعد از اظهارات این مدیر سیما با برداشت صحنه‌های تاج گذاری پادشاه با بازی محمدرضا هدایتی در لوکشین اصلی از سرگرفته شد.

محرم و صفر به پایان رسید و از پخش مجموعه مدیری خبری نشد تا اینکه در بهمن ماه خبری مبنی بر پخش مجموعه در روزهای پایانی این ماه انتشار یافت. آن زمان اعلام شد، این مجموعه از اواخر بهمن ماه و پس از پایان مراسم‌ مربوط به دهه فجر، رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام رضا(ع) روانه آنتن شبکه سه سیما خواهد شد.

در این مقطع با وجود آنکه تصویربرداری ادامه داشت، 15 قسمت از مجموعه آماده نمایش شده بود اما زمستان هم رو به اتمام رفت و باز هم از مجموعه مدیری خبری نشد؛ برخی چنین تصور کردند مجموعه 50 قسمتی مدیری قرار است از ابتدای نوروز سال 89 روی آنتن برود، اما نبود عنوان آن در میان مجموعه‌های نوروزی این احتمال را به کمترین میزان رساند.

برخی گفتند پخش مجموعه «دارا و ندار» مسعود ده نمکی مانع پخش اثر مدیری بوده و گروه دیگر مسئله ای حاشیه‌ساز را عنوان کردند. اظهارات نشان از آن داشت که تهیه کنندگان خواستار دریافت مبلغی برای آگهی های میان‌برنامه این مجموعه بودند. توقعی که نه تنها برآورده نشد، بلکه به نظر می‌رسد دلیل اصلی بسته شدن پرونده پخش «قهوه تلخ» از تلویزیون نیز شد.

البته اردیبهشت ماه خبرهایی مبنی بر توافق مدیران شبکه سه برای خرید مجموعه مدیری منتشر شد. علی اصغر پورمحمدی در این زمان اعلام کرد پنج قسمت از مجموعه مورد بازبینی قرار گفته، اما مشکلاتی در مورد این مجموعه و صداوسیما وجود دارد که برطرف شدن آن نیازمند زمان و بررسی‌های مکرر است. مدیر شبکه سه هم تاکید کرد صداوسیما برای تولید این مجموعه هیچ هزینه‌ای نکرده است.

وضعیت مجموعه همچنان بلاتکلیف بود که مدیری در اوایل خرداد‌ماه گفت‌و‌گویی انجام داد و گفت هنوز هیچ چیز در مورد پخش این مجموعه روشن نیست و تا 20 روز بعد یعنی اوایل تیرماه وضعیت پخش آن روشن خواهد شد. سر وعده‌ای که مدیری داده بود، خبر آمد مجموعه مدیری از سوی شورای نظارت شبکه نمایش خانگی دیده شده است، هرچند سعید رجبی فروتن، مسئول این بخش تاکید کرد دیده شدن قسمت‌هایی از این مجموعه و صدور مجوز برای آن به هیچ عنوان به زمان پخش آن در شبکه نمایش خانگی اشاره ندارد و تصمیم‌گیری در این زمینه برعهده صاحبان خود اثر است.

هرچه مدیران صداوسیما و گروهی تلاش کردند ارتباط مجموعه مدیری را با شبکه سه حفظ کنند، اما در نهایت این حلقه به هم وصل نشد و اواخر مرداد‌ماه سال 1389 خبرهایی در مورد عرضه این مجموعه در شبکه نمایش خانگی ابتدا به صورت غیررسمی و بعد از مدتی کوتاه با نصب بیلبوردهای آن در سطح شهر منتشر شد.

به این ترتیب پرونده پخش تازه‌ترین مجموعه مهران مدیری بسته شد. «قهوه تلخ» بعد از حواشی بسیار از 20 شهریور‌ماه در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود.

هفته‌ای سه قسمت 40 دقیقه‌ای از این مجموعه در فروشگاه‌ها ارائه می شود تا این بار شبکه نمایش خانگی پل ارتباطی دوستداران مدیری و کارهایش با تازه‌ترین کار او باشد.

در خلاصه داستان این مجموعه آمده است: نیما زند کریمی، استاد تاریخ معاصر طی تحقیقاتی درمورد یک دوره تاریخی با خوردن یک فنجان قهوه به شکلی عجیب به همان دوره تاریخی بر‌می‌گردد، یعنی سال 1201. جهانگیر‌شاه، حکومت می‌کند و در دربار او اتابک اعظم خوابگذار، اقبال السلطنه، لعبت‌الملوک، فخر‌التاج بانو، اختر‌الملوک، کاترین روسی، نازخاتون، بلد الملک، برزو خان سپهسالار، دامبول السلطنه، بیخودی‌الملک دیلمی و ... زندگی می‌کنند و نیما زند کریمی استاد تاریخ معاصر در میان آنان است!
 

علیرضا افتخاری: آنقدر این آقا را گنده نکنید!

به گزارش خبرنگار جهان علیرضا افتخاری در گفت وگوئی در خصوص خواندن ربنا توسط وی اظهار داشت: خواندن «ربنا» خیلی سخت نیست. خواندن یک سری از کارهای ما از «ربنا» مشکل تر است. ولی برای احترام باید کمی صبر کرد تا بعد از مدتی -یک ماه، دو ماه، یک سال- اگر عمری باشد، دوباره یک ربنای دیگر ضبط شود.

وی با بیان اینکه  من که از خدایم هست که ربنا را بخوانم به نشریه پیک سبز گفت: الان دعواست. وسط دعوا هم نمی شود نرخ تعیین کرد. با گذشت از این ایام این کار را انجام خواهم داد.

رشیدپور خلبان می شود!

رشیدپور خلبان می شود!

حدود يك سال است كه من كار تلويزيوني نكرده‌ام، ولي معني‌اش اين نيست كه كار تصويري نكرده‌ام، يكي دو تا فيلم سينمايي كار كردم و جسته و گريخته هم در فضاي اينترنتي فعاليت داشته‌ام.

 راسخون:به گزارش آخرین نیوز مجری جوان سیما که برنامه های چند سال اخیر او حواشي‌هاي زيادي را با خود به همراه داشت و حتی شاهد قطع  چند برنامه خود بود بزودی با گرفتن مدرک خلبان می شود.

رضا رشید پور که برنامه‌هاي شب شيشه‌اي، مثلث شيشه‌اي و مثلث او سر و صدا های زیادی را بپا کرده بود چند مدت است که کمتر آفتابی می شود و غیبت طولانی اش در صدا وسیما نشان می دهد که وی هم همانند برخی مجری ها و هنرمندان تلویزیون مغضوب مدیران رسانه ملی شده است درگفتگو با خانه سبز از طی دوره فشرده و سخت خلبانی خبر داد و  من الان در حال تكميل تحصيلات خلباني‌ام هستم و قصد دارم در شش ماه آينده اين تحصيلاتم رو تكميل كنم.

رشیدپور همچنین از فعالیت های تبلیغاتی خود خبر داد و گفت: مديرعامل موسسه چند رسانه‌اي TMC هستم كه فعاليت‌هاي فرهنگي متعدد مي‌كند كه آخريش هم برگزاري بزرگداشت مرحوم «خسرو شكيبايي» بود كه در تهران انجام دادم و براي هر شب ماه رمضان در كاخ سعدآباد تهران تدارك جشن رمضان را ديده‌ايم، تهراني‌ها مي‌توانند به آنجا بيايند و ساعات خوشي در كنار هم داشته باشيم.

وی افزود: حدود يك سال است كه من كار تلويزيوني نكرده‌ام، ولي معني‌اش اين نيست كه كار تصويري نكرده‌ام، يكي دو تا فيلم سينمايي كار كردم و جسته و گريخته هم در فضاي اينترنتي فعاليت داشته‌ا

ساعتی با سریال «نون و ریحون»

سریال نون و ریحون

طنازی جوان‌ها در سفره‌خانه بدون لودگی

 امسال هم تلویزیون با 5 سریال بر سر سفره رمضان است و شبكه تهران با پخش 2 مجموعه گوی سبقت را از دیگر شبكه‌ها ربوده است.

مجموعه نون و ریحون با نام قبلی (از پذیرفتن خانواده معذوریم)‌ به تهیه‌كنندگی سیدمحمود رضوی و به كارگردانی فرزاد موتمن هر شب ساعت 10‌/‌23 از شبكه 5 سیما به نمایش درمی‌آید. داستان حول محور زندگی 5 جوان می‌گردد. شاید از آخرین مجموعه‌هایی كه داستان همزمان و موازی زندگی چندین جوان را به تصویر می‌كشید سال‌های زیادی گذشته باشد و این بار فرزاد موتمن، كارگردانی كه در كارنامه كاری خود فیلم‌هایی با ژانر شناخته شده (شب‌های روشن، هفت پرده و باج‌خور)‌ را دارد به سراغ داستانی با رگه‌های طنز رفته تا شبكه تهران رمضان امسال حرف متفاوتی برای گفتن داشته باشد.

ادامه نوشته

هنرمندانی با خانه های میلیاردی

جمشید سماواتیان ـ هنرمند نقاشی ـ معتقد است:«طرح تكریم هنرمندان باید سریعا لغو شود، چون موجب تبعیض و بی‌عدالتی است.» این هنرمند بیان كرد: این طرح از ابتدا بی‌مطالعه انجام شد و میلیاردها تومان پول را به هدر داد. چون هنرمندی كه درآمد زیادی در طول ماه دارد، نیازی به ماهی 100 هزار تومان ندارد، ولی همین پول می‌تواند مصارف بسیار خوبی دیگری هم داشته باشد
ادامه نوشته

سر و کله اخراجی ها 3 پیدا شد

حالا مسعود ده نمکی خیز بلندی برداشته تا سه گانه اخراجی های خودش را کامل کند. این چهره رسانه ای نسبتا تندرو، که بعد از فراغت از کار روزنامه نگاری و منتشر کردن نشریه، به کارگردانی رو آورد، با ساختن چند مستند، نامش را سر زبان انداخت؛ که معروف ترین شان فقر و فحشا بود.

ادامه نوشته

بالاترین انتقاد مردمی از ماه عسل

دبیرشورای معارف تلویزیون، جلسه ای با خبرنگاران گذاشت و از برنامه های این شورا، برای ماه مبارک سخن گفت. نکته جالب این نشست، آمارهای این مقام مسئول سیما از برنامه های پارسال بود که جای شنیدن داشت.

در ابتدای این مراسم فارسیجانی به ارائه عملكردی از سال گذشته معارف سیما پرداخت و گفت: ما در سال گذشته 4 هزار و 581 برنامه غیر از برنامه‌های نمایشی داشتیم كه در این مجموعه برنامه ‌های شبكه قرآن هزار و 144 برنامه رتبه اول، شبكه سه با هزار و 10 برنامه رتبه دوم و شبكه یك با 629 برنامه رتبه سوم را در مجموعه برنامه های ویژه ماه مبارك رمضان حائز شدند.

همچنین شبكه‌ های سیما 138 هزار و 86 دقیقه ویژه برنامه پخش كردند و از این مجموعه برنامه ‌ها 932 برنامه قرآنی و 22 هزار و 516 دقیقه برنامه ویژه قرآنی در شبكه ‌ها داشتیم كه از این مجموع شبكه قرآن رتبه اول شبكه سوم رتبه دوم و شبكه یك رتبه سوم را كسب كردند.

ادامه نوشته

افراط در تقلید از اخراجی ها

 

نقدی بر فیلم سینمایی افراطی ها، محصول 1388 به کارگردانی جهانگیر جهانگیری

افراطی ها

ادامه نوشته

شوخی سنگین تلویزیون با پلیس

«من اینجا فرصت‌های زیادی برای تفکر و فکر کردن به خودم داشتم، البته جلسات گفتمان با بازجوها نیز به این خودشناسی خیلی کمک کرد.»

نون و ریحون
ادامه نوشته

ربنای شجریان؛ بودن یا نبودن؟!

ربنای محمدرضا شجریان، رمضان امسال از برنامه های افطاری صدا و سیما پخش نشد. همین مساله، باعث ایجاد بحث هایی در حوزه فرهنگ و هنر کشور شد. بعضی ها این کار را نکوهش کرده و برخی دیگر، این کار را یک موضع گیری کاملا درست ارزیابی کردند. تبیان سراغ چند چهره شناخته شده رفته تا نظر آن ها را درباره این رویداد رمضان 89 جویا شود
ادامه نوشته

جوهرچی: اهل حاشیه نیستم

سریال فاصله ها که تمام شد، حسن جوهرچی بلافاصله با اجرای برنامه زنده ماه عسل از همان شبکه، یعنی شبکه سه، دوباره مهمان بینندگان تلویزیون شد. البته خیلی ها منتظر بودند که فرزاد حسنی را در این جایگاه ببینند، اما این اتفاق، عملی نشد. حالا جوهرچی، که زمانی با یک سریال از همین تلویزیون (در پناه تو) مقبولیت عام پیدا کرده بود، هر شب با مهمانان خود گپ و گفت می کند تا عقربه ها را به افطار و اذان مغرب به افق پایتخت برساند. گفتگوی تبیان را با این بازیگر- مجری شناخته شده می خوا
ادامه نوشته

علیخانی: به ماه عسل برنمی گردم

ماه عسل دیگر برای خیلی‌ ها ماه عسل نیست، نه به این دلیل که یکی رفته و دیگری آمده یا کسی که آمده بهتر از آنی نیست که رفته؛ ماه عسل دیگر کام مخاطب را شیرین نمی ‌کند، چون گویی مدیران شبکه سوم سیما فراموش کرده ‌اند موفقیت تنها در گرو انتخاب مهره‌ ها و چیدن آنها نیست، بلکه داشتن استراتژی و برنامه، لازمه هر کاری است.

 

ادامه نوشته

خدمتگزاری ، شرط مسلمانی

خیلى‏ها به سیادت و سرورى و عزت و محبوبیت علاقه‏مندند،ولى راه به دست آوردن آن را نمى‏دانند. اصلا سخن را این گونه عنوان‏کنیم که:

در دلهایمان چه اندازه «جا» براى دیگران باز کرده‏ایم؟ در زندگیمان چه میزان وقت، به مردم اختصاص داده‏ایم؟ و ... اساسا تا چه حد به فکر مردم و مشکلات، رنج ها و اندوه هاى‏آنانیم؟

شاید کسانى بگویند: ما خود، گرفتاری هاى فراوان داریم. اگرگریستن است، باید به حال خود بگرییم و اگر کمک است، خود محتاج‏به کمکیم ...  ولى ... ایثار و فتوت و جوانمردى چه مى‏شود؟

اگر مسائل و مشکلات مسلمانان برایمان اهمیتى نداشته باشد که‏اصلا مسلمان نیستیم! چون که مسلمانى تنها به اسم و شناسنامه و نمازنیست. بخش عظیمى از محتواى اسلام را نوعدوستى، ایثار، خدمت‏به‏دیگران، کمک به درماندگان، کارگشایى براى مشکلات مردم و قضاى‏حاجت گرفتاران تشکیل مى‏دهد.

گوش‏جان را با این حدیث نبوى بنوازیم‏که فرمود:

ادامه نوشته

هشت بند در ستایش زیرهشت

.  ... و سرانجام، زیر هشت هم به پایان رسید. همان طوری که انتظار داشتیم، پایانی خوش داشت؛ اما نه از آن پایان های بچه دبستانی که حتی دانشجویان سینمایی فلان آموزشگاه آزاد هم از پس آن بر می آیند؛ پایانی زیبا و تاثیرگذار. مخصوصا آن جایی که آتیلا پسیانی، به چشم های عطا خان عمو می آید و دست می کشد روی موهایش و می گوید، دیگر موهایش نمی ریزند روی بالش.

ادامه نوشته

خانم افشار، پای کوره کار کرده اید؟

یک.
مهناز افشار

مهناز افشار، برای فیلم پوپک و مش ماشاء الله، 40 میلیون تومان ناقابل گرفته است. البته چون با تهیه کننده فیلم آشنا بوده، رفاقتی حساب کرده. لیلا حاتمی برای هر فیلم، بالای 50 میلیون می گیرد. الناز شاکردوست و مریلا زارعی هم به 40 میلیون قناعت می کنند. علی صادقی، که نسبت به دیگر بازیگران و ستاره های سینما، ستاره ای درجه دو حساب می شود، برای سکانسی سه روزه، تقاضای 40 میلیون کرده بود که البته با چانه زنی، رقم را پایین آورده اند. بهرام رادان و محمدرضا فروتن هم که کلاس شان بالا است و در فیلم های تجاری بازی نمی کنند. اگر هم راضی به بازی در این فیلم ها

ادامه نوشته

پشت پرده رضا رشیدپور

رضا رشیدپور با تاکید بر اینکه «پشت پرده» به موضوع ‌های بحث برانگیز مختلف هنری به ویژه سینمایی می‌ پردازد، اظهار امیدواری کرد این برنامه درگیر ممیزی نشود. رشیدپور، مجری برنامه رادیویی «پشت پرده» که پخش آن شب گذشته از رادیو تهران شروع شده است، درباره این برنامه گفت: «این برنامه روزهای یکشنبه ساعت 21 از رادیو تهران روی آنتن می‌ رود. در این برنامه قصد داریم به موضوع‌ های تامل‌ برانگیز در هنر به ویژه در سینما بپردازیم.»

ادامه نوشته

دوئل فرزاد حسنی و احسان علیخانی

دوئل فرزاد حسنی و احسان علیخانی

احسان علیخانی
فرزاد حسنی

 

 

این برنامه ماه عسل شبکه سه هم برای خودش ماجراهایی دارد. همین دو سال پیش بود که یک مجری جدید، اجرای آن را بر عهده گرفت؛ بازیگری جوان به نام محسن افشانی. البته افشانی، نتوانست در شبکه گفتگومحور سه، زیاد گل کند و جایش را، به مجری چند سال اخیر این برنامه داد؛ احسان علیخانی.

ادامه نوشته

اعتراض مذهبی ها، به "فاصله ها"

سریال فاصله ها، این روزها و شب ها، خیلی ها را پای تلویزیون میخکوب کرده تا ببینند بالاخره تکلیف محسن کریمی چه می شود و دانیال حکیمی در نقش محسن، چگونه می تواند با فرزندان خودش و وضعیتی که در آن گیر کرده، کنار بیاید. اما از طرف دیگر، کم کم اعتراض ها هم به نوع شخصیت پردازی های این سریال شروع شده. از آن جایی که این مجموعه شبانگاهی شبکه سوم سیما، به موضوع حساسی پرداخته، این اعتراض ها قابل پیش بینی هم بود.

ادامه نوشته