بیشتر
از اسمش، صدایش آشناست. کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که صدایش را بشنود و
او را نشناسد. هیاتیترها هم لابد به جایگاه حاج منصور ارضی در میان
مداحها واقفند. او مراد خیلی از مداحهای جوان و میانسال امروز است.
سایت
گروه مجلات همشهری: بیشتر از اسمش، صدایش آشناست. کمتر کسی را میتوان
پیدا کرد که صدایش را بشنود و او را نشناسد. هیاتیترها هم لابد به جایگاه
حاج منصور ارضی در میان مداحها واقفند. او مراد خیلی از مداحهای جوان و
میانسال امروز است.
گاهی حتی به اشاره حاج منصور، همهشان مصاحبه با
فلان مطبوعه را تحریم میکنند یا مسالهای را در مجالسشان مطرح میکنند.
در هیاتهای حاجمنصور و مریدانش، برنامه اصلی برنامه مداحی است و سخنرانی
فرع بر آن. با توجه به موضوع انتخاب شدهمان تصمیم گرفتیم سراغ این
پیشکسوت برویم. گروهی برای تهیه یک مستند درباره اخلاق مداح و مداحی سراغ
تعدادی از این بزرگواران رفته بودند و این مصاحبه در واقع بخشی از این
مستند است که گروه با حاج منصور ارضی به گفتوگو نشسته است. خواندن نظرات
ایشان درباره مدح، مداحی و مداحان خالی از لطف نیــست. این مصاحبه به همت
رضا قائمی تنظیم شده و در شماره 23 ویژه نامه آیه به چاپ رسیده است.
شخصیت مداح از نظر فکری، روحی و اجتماعی چگونه باید باشد؟
سیر
مداحی را خداوند متعال به ما یاد داده است. بهترین ساعات سال شبهای قدر
است. در آنجا که قرآن را به سر میگیریم میگوییم «بحق مدحته فیه» یعنی
قرآن مداح است، خدا مداح است. مدح، مدح خوبیها مخصوصا، چیز جالبی است.
این کار به زبان عامه مردم انجام میشود. پس همه خلایق مدح خوبیها را
دارند. پس این شغلی نیست که من درآوردی باشد. اما مداحی اصلش باز میگردد
به مدح اهل بیت(ع). مثلا سوال میشود که شما چطور شد که وارد سیر مداحی
شدید. ما توی این رودخانه خلقت آمدیم جلو، ما را مانند یک خاشاک آوردند
کنار این ساقه و صاحب این ساقه ما را یا صید کرد یا به دست آورد. این نیست
که ما فکر کنیم از اول ما این سیر صعودی را داشتیم. ما به راستی آن
جملهای که در دعاها هست- استطاعتش را نداشتیم و خدا برای ما تهیه کرد.
خیلیها
هستند مداح دشمن و غیر خدا هستند و بهراستی عمری را میگذرانند که دشمن
را تعریف و تمجید کنند. او هم مداح است؛ مداح کفر است. همانطورکه ما در
زیارت جامعه کبیره بحث ائمه الکفر داریم؛ رهبران کفر. پس در مداحی هم این
موضوع وجود دارد.
مردم خیلی از بزرگان را
ندیدند. خیلی از پیرها و افرادی را که قبل از انقلاب بودند ما دیدیم و از
آنها درس گرفتیم. چه مشقتهایی آن بزرگان دیدند. چقدر اذیتها شدند. چقدر
زندانها رفتند. من چند نفر را میشناسم که همهشان مردهاند. اینها در
زندانها گرفتار شدند و به خاطر آن حرکت صحیح مداحی، مورد ستم قرار گرفتند.
ما
درس گرفتیم. تعلیم دیدیم. معلم داشتیم. نفَس به ما خورده. تازه ما استفاده
درست هم نکردیم، اگر استفاده درست میکردیم به نتایجی مثل شهدا میرسیدیم.
این مداحی را واقعا یک عدهای برای شغل قبول کردند، یک عده هم برای
مبارزه؛ چون ما همیشه در جنگیم، در حربیم، در محرابیم. همانطور که قرآن
میگوید عدهای دائم در نماز هستند؛ یعنی در محراب هستند.
سیر
مداحی را خداوند متعال به ما یاد داده است. بهترین ساعات سال شبهای قدر
است. در آنجا که قرآن را به سر میگیریم میگوییم «بحق مدحته فیه» یعنی
قرآن مداح است، خدا مداح است
منتها
بعضیها کاری ندارند. مثلا خیلیها هم که قلیلاند، این شغل را انتخاب
میکنند که امرار معاش کنند. یک وقت هم بعضیها این شغل را انتخاب میکنند
که بهتر بجنگند تا بتوانند بهتر مردم را دعوت کنند برای جنگ با دشمن. چون
جنگ است همیشه. هیچ وقت این جنگ تمام نمیشود. هیچ وقت هم ما سازش نداریم.
چون سازش ما معیار دارد. حتی سازش هم نیست! بلکه سلم است. اگر این لغت را
به سازش هم تعبیر و ترجمه کنند، میگوید «سلم لمن سالمکم». یعنی خط او از
خط اهل بیت(ع) خارج نمیشود که به تشخیص خودش عمل کند. نتیجهاش هم این
است که خیلیها هم با این رای موافق نیستند. میگویند مداح باید بیاید و
یک چیزی از کربلا بخواند تا نذر ما ادا شود، نه دین خدا تقویت شود. هنوز
هم بعضی از آقایان و علما ما را به عنوان نذری خوان میدانند، نه مبلغ
اسلام. چون خودشان و ما را گم کردند. اگر هم خودشان و هم ما را پیدا کنند،
متوجه میشوند هر دو در یک راستا در حال جنگ هستیم. هر دو در یک راستا
داریم تبلیغ میکنیم. جالب اینجاست که همه جورهای دیگر تفسیری میکنند.
گفتید کار مداح فقط مداحی نیست، پس رسالت مداح چیست؟ مداح باید به کجا برسد؟
به
آن کسی که مردم را به اسلام میرساند، به او مبلغ میگویند. شما نگاه
کنید، اعلام میکنید که به خدا «اللهم بارک لنا فی رجب و شعبان و بلغنا
شهر رمضان» یعنی خدایا مبارک کن برای ما، ماه رجب و شعبان و ما را به ماه
رمضان برسان. ریشه مداحی رساندن است. نه فقط در حرف، دست مردم را بگیر و
برسان.
«بلغ» در «بلغ ما انزل الیک» معنای این را ندارد فقط
یک پیامی را رساند، حالا مردم خواه پند بگیرند و خواه بروند جهنم. انتهای
رسالت نوکری رساندن مردم به امام حسین(ع) است. اگر رساندی «ثم آمنوا»،
حالا اگر اینها برگشتند «ثم کفروا، ثم ازدادوا...» یعنی همان آیه قرآن
میشود. مردم برمیگردند از امام حسین(ع) و «ارتد الناس بعد النبی»
میشوند.
موضوع اصلی این است که مداحی را فقط در نوحه و شور
میبینند، میگویند یک نوحهای خوانده شد. نه، این نیست. باید مردم را از
این طریق برسانند به این «سفینه النجاه». این میشود معنای «بلغ»؛ تبلیغ.
این میشود نهایت رسالت نوکری.
خب حالا این چطوری است؟ این
آدم در بین راه دشمن دارد. همینطوری نمیرود بیفتد در بغل امام حسین(ع).
یک روزی باید سر بدهد، یک روزی باید سر بدهد با فکر. بدبختانه الان یک عده
سرشان را، قلبشان را و فکرشان را دادهاند به دشمن. مثلا ایرانیهای خارج
از کشور را دعوت میکنند. میآیند اینجا میخورند و... دوباره میروند
دنبال کارشان. یا حتی یک ارزیابیای میکنند. بعضیهایشان هم که صددرصد
جاسوس هستند، کارهایشان را انجام میدهند و با فامیلهایشان ارتباط برقرار
میکنند و دوباره میروند تا سال دیگر. یکی از همین بزرگانشان میگوید اگر
میخواهید ما در ایران سرمایهگذاری کنیم باید ولایت فقیه از قانون اساسی
حذف شود. چون بالاترین موضوع را ولایت فقیه میدانند.
سال
42 که در بازار سینه میزدیم، حاج اکبر ناظم نوحه ساخت و شعار داد که
«ولایت فقیه اصل دین است». الان ما راه آنها را میرویم، راه اضافی و راه
کج هم نمیرویم. حقیقت امر این است که دشمن فهمیده، ولایت فقیه اصل دین
است. اما یک عده میگویند حتی فرع دین هم نیست، ما ولایت فقیه را ساختیم.
اوج
نوکری، رسیدن به اباعبدالله(ع) است که حق است: «والحق معکم و فیکم و منکم
و الیکم». این نوکری را اگر یک عدهای بخواهند با خلط، حرامش کنند؛ یعنی
در کنار این نوکری خیلی کارها بکنند. برای مرده میخواهند روضه بخوانند یا
برای زنده، برای شهید یا غیر شهید، برای عالم دین یا کس دیگر و... او
میخواهد پولش را بگیرد.
خیلیها
هستند مداح دشمن و غیر خدا هستند و بهراستی عمری را میگذرانند که دشمن
را تعریف و تمجید کنند. او هم مداح است؛ مداح کفر است. همانطورکه ما در
زیارت جامعه کبیره بحث ائمه الکفر داریم؛ رهبران کفر. پس در مداحی هم این
موضوع وجود دارد
سوالاتی که میبینم توی شبکههای تلویزیونی
از بعضی پیشکسوتان میپرسند، مثل اینکه این آهنگ خوب است یا آن آهنگ؟!
اینها اصل مداحی نیست. اصل مداحی این است که مردم را به قیام و مبارزه
دعوت کنی؛ در زمان انتظار که اگر فتنهای پیش آمد اینها تمرینهایشان را
کرده باشند؛ انتظار یعنی این.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۹ ساعت 10:51 توسط ولی الله باقری
|