دختران در آرزوی پسر بودن

دختر و پسر

من یک دختر هستم اما احساس می کنم به عنوان یک دختر جذابیتی برای جنس مخالف ندارم. رفتارهایم پسرانه است و همیشه به فعالیت هایی علاقه دارم که در میان دختران جاذبه ندارد. از وقتی یادم می آید در دوران کودکی به بازی با پسران علاقه داشتم و بازی های پسرانه را می پسندیدم. از موی بلند و ظاهری دخترانه خوشم نمی آمد و همیشه از مادرم می خواستم که لباس هایی شبیه به لباس پسران برایم تهیه کند.

امروزه تشابه دختران به ظاهری پسرانه و تشابه پسران به ظاهری دخترانه در میان جمعیت جوان ما زیاد به چشم می خورد و نقش های خاص جنسیتی در میان هر دو جنس کم رنگ شده است و آنچه ارزش قلمداد می شود دارا بودن روحیه پسرانه است. تمایل دختران به رفتاری پسرانه و بالعکس، از کودکی آنها و شیوه های تربیتی خانواده، جنسیت همسالان و دوستان، و فرهنگ جامعه نشأت می گیرد. نقش هایی که پدر و مادر در خانه ایفا می کنند و میزان تأثیری که بر فرزندان دارند می تواند تا حد بالایی در شکل گیری نقش های جنسیتی موثر باشد. در نگاهی تشخیصی شکل گیری شخصیت و هویتی متناقض با جنسیت به علل و عوامل متعددی وابسته است که در این میان همانند سازی از پدر و مادر و اطرافیان در دوران تربیت از الویت زیادی برخوردار است.

ادامه نوشته

خواب سید حسن نصر الله از حضرت زهرا

سید حسن نصرالله

آیت الله خزعلی به نقل از سید حسن نصرالله می گویند:در یکی از روزهایی که اسرائیل با ناوگان های پیشرفته خود ، تا نزدیک مرز لبنان پیش آمده بود و ما با همه توان مبارزه کردیم ، خسته شده بودم و نمیدانستم چگونه میتوان ، آن ناوگانهای پیشرفته را منهدم کرد ! در اتاق فرماندهی از شدت خستگی خوابم برد .

تا اینکه به خدمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه رسیدم ، به محض دیدن ایشان ، درد دل را آغاز کردم ، از سختی کار گفتم و از ایشان درخواست کمک کردم . آن حضرت با دست مبارکشان به سمت آسمان اشاره ای کرد و و با کلامی از ما دلجویی فرمودند ، در همان حال از خواب بیدار شدم

در خواب دیدم که به محضر اهل بیت علیهم السلام شرفیاب شده ام ، و به نوبت محضر آن انوار مقدس می رسیدم . من هر یک را که زیارت میکردم . پس از هدایت ، مرا به امام بعدی ارجاع میدادند تا اینکه به خدمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رسیدم ، به محض دیدن ایشان ، درد دل را آغاز کردم ، از سختی کار گفتم و از ایشان درخواست کمک کردم . آن حضرت با دست مبارکشان به سمت آسمان اشاره ای کرد و و با کلامی از ما دلجویی فرمودند ، در همان حال از خواب بیدار شدم .

تنها چند ساعت از آن خواب گذشته بود که خبر دادند یکی از ناوگان های اسرائیل منهدم شده است . ساعت این اقدام پیروز مندانه را پرسیدم . درست این اتفاق در همان ساعتی که من آن خواب را دیده بودم روی داد.

در اینجا به اطلاع کاربران محترم سایت تبیان می رسد ، با توجه به نقل این خواب توسط آیت الله خزعلی و با توجه به انهدام ناوگان های مذکور که در جنگ 33 روزه که به مثابه یک معجزه الهی تلقی می شد و همگان اخبار آن را شنیدند و تصاویر آن را دیدند  ، می توان به حقیقت این رویای صادقه پی برد و این کرامت الهی و لطف ائمه اهلبیت (علیهم السلام) به مسلمانان را مصداق آیه شریفه "وما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی" قلمداد نمود و با اعتقاد به آیه شریفه "لتدخلن المسجد الحرام ان شاء الله آمنین" در انتظار پیروزی های پیاپی اسلام بر کفر بوده و زائر اولین قبله موحدان عالم باشیم  . 

 

 

منبع : جهان

ازدواج عمر با دختر حضرت علی (علیه السلام)؟!

پاسخ به سوال

برخی از اهل تسنن در بحث امامت به قضیه ازدواج ام کلثوم با عمربن خطاب استناد می کنند و این موضوع را از جمله اموری می دانند که دلالت دارد بر این که امیرالمومنین علی(علیه السلام) از رفتار و کردار خلیفه خشنود بوده و حکومت وی را تایید می کرده است و از همین رو دخترش را به نکاح او در آورده است!!

در این نوشتار می کوشیم به تفصیل این موضوع و صحت و سقم آن بپردازیم.

 

نقل ماجرا از زبان اهل سنت

ازدواج ام کلثوم با عمربن خطاب یا خواستگاری از او مورد اختلاف شدید علمای اسلام و مورخان قرار گرفته است. برخی از اهل سنت در این میان به نقل این موضوع پرداخته اند. از آن جمله است:

ابن سعد می گوید: عمربن خطاب، ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب را به ازدواج خود در آورد، در حالی که او دختری نابالغ بود. (1)

حاکم نیشابوری نقل می کند: عمر بن خطاب برای خواستگاری ام کلثوم دختر علی علیه السلام نزد او آمد و از او خواست که دخترش را به نکاح وی در آورد. امام علی(علیه السلام) فرمود: من او را برای فرزند برادرم  عبدالله بن جعفر گذاشته ام. عمر گفت: باید او را به نکاح من در آوری. (2)

بیهقی نیز می گوید: عمر پس از ازدواج با ام کلثوم از مهاجران خواست به او تبریک بگویند، زیرا از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بود که هر سبب و نسبی غیر از سبب و نسب حضرت در روز قیامت منقطع می شود.(3)

این قضیه را عده ای دیگر از اهل سنت نظیر خطیب بغدادی، ابن عبدالبرّ، این ایثر و ابن حجر عسقلانی نیز نقل نموده اند.

ادامه نوشته

مهمان نوازی به سبک امیرالمومنین

یا امیرالمومنین

میهمان نوازی یکی از صفات شایسته انسانی است که در اکثر فرهنگها و تمدنها امری پسندیده به حساب می آید. افتخار بسیاری از ملل گذشته یا کنونی عالم بر این است که مردم ما مهمان نواز اند و به این ویژگی خود می بالند. بنابراین می توان گفت که طبع بشری, این خلق پسندیده را خوش می دارد.

اولین مهمان نواز عالم را می توان حضرت پروردگار معرفی کرد. حضرت نوح علیه‌السلام هنگامی که سوار بر کشتی شد با خدا چنین سخن گفت:

رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلاً مُبَارَكا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ. (سوره مومنون, آیه 29)

پروردگارا، مرا در جایى پربركت فرود آور (كه)] تو نیكترین مهمان نوازانى.

قرآن در معرفی برخی از پیامبران خدا, ویژگی مهم آنان را مهمان نوازی دانسته است. هنگامی که فرشتگان بر ابراهیم علیه‌السلام وارد شدند, به او سلام گفتند. او هم پاسخ داد: سلام بر شما كه جمعیّتى ناشناخته‏اید! (سوره ذاریات, آیه 24 و 25) او با آنکه آنان را نمی شناخت و نمی دانست که فرشتگانی از سوی پروردگارند, اما مهمان نوازی را بر آنان تمام کرد. قرآن می گوید:

فَرَاغَ إِلىَ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِین‏

سپس پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه (و بریان شده‏اى را براى آنها) آورد.

حضرت یوسف علیه‌السلام هم در سالهای سخت قحطی چنان عمل می کرد که دیگران او را به عنوان مهمان نواز می شناختند. قرآن در این باره می گوید:

وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونی‏ بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبیكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَ أَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلینَ. (سوره یوسف, آیه 59)  و هنگامى كه (یوسف) بارهاى آنان را آماده ساخت، گفت: «(نوبت آینده) آن برادرى را كه از پدر دارید، نزد من آورید! آیا نمى‏بینید من حق پیمانه را ادا مى‏كنم و من بهترین میزبانان هستم؟!

بزرگداشت و حرمت نگاه داشتن مهمان به قدری برای انبیای الهی پر اهمیت بوده است که قرآن یکی از نگرانی های حضرت لوط را بی حرمتی به مهمانانش معرفی می کند. هنگامی که فرشتگان الهی برای عذاب قوم لوط به خانه او وارد شدند, مردم فاسد شهر, به در خانه او آمدند و تقاضای زشت خود را مطرح کردند. حضرت لوط به آنان پاسخ داد:

إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفی‏ فَلا تَفْضَحُون. (سوره حجر, آیه 68)

امام عسكرى علیه السلام می فرماید:

كسى كه به حقوق برادران خود آشناتر باشد و در گزاردن آن حقوق تلاش بیشترى كند، منزلتش نزد خداوند بزرگتر از دیگران است و هر كه در دنیا براى برادران خود فروتنى كند، در پیشگاه خداوند از صدّیقان است و از شیعیان راستین على بن ابى طالب.

ادامه نوشته

دارویی آرام بخش

نماز

هر انسان مؤمنی از زمانی که به تکلیف می رسد تا زمانی که می خواهد از این دنیای فانی رخت بر بندد و به عالم باقی سفر نماید، از طرف خداوند حکیم موظّف به انجام تکالیفی شده، که در بین این تکالیف هیچ تکلیفی از نظر ارزش، به اهمیت نماز نمی رسد. در حقیقت به جرأت می توان گفت: گل سرسبد تمام واجبات، نماز است و هیچ واجبی جای نماز را نمی-گیرد. تا جایی که پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت امام باقر (علیه السلام) در مورد آن می فرماید:

(الصلاةُ عمود الدین)1؛ نماز ستون دین است.

یعنی خیمه دین ما بر ستون نماز، بر پا شده به گونه ای که اگر نماز نخوانیم خیمه دین ما به زمین می خوابد.

بنابراین. نماز از مهمترین واجبات و عبادات است، و هیچ فریضه ای در فضیلت و ارزش با آن برابری نمی کند. گرچه عبادت فقط مخصوص نماز نیست و چندین عبادت دیگر نیز وجود دارد که هر مؤمن خداجویی باید علاوه بر نماز، آنها را نیز بجای آورد؛ عباداتی چون: زکات، حج، خمس، جهاد، روزه، امر به معروف، نهی از منکر و ... که هر کدام از این دستورات نورانی، نقش سازنده و تربیتی مهّمی بر انسان دارند. ولی در این میان، نقش نماز، بسیار سازنده تر از همه آنهاست، در واقع نماز چون خورشید فروزانی است که با نور خیره کننده خود، گوی سبقت را از سایر واجبات ربوده است.

ممکن است در ذهن هر بیدار دلی و صاحب عقل و اندیشه ای این پرسش مطرح شود که راستی چرا در دین اسلام، بر این فرضیه الهی این قدر تأکید شده است؟ مگر در نماز چه خاصیّتی نهفته است که ما را به انجام آن دستور داده اند؟!

با مراجعه به آیات نورانی کلام الله مجید و روایات گهر بار معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) می توان پاسخ این پرسش را یافت. ما در ادامه به به برجسته ترین اثر نماز که برگرفته از آیات قرآن و روایات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) است، اشاره می کنیم:

 

ادامه نوشته

آرایشگاه اینترنتی

شکر

اشاره:

پیشتر در نوشتارهای دنباله دار "کلینیک اینترنتی رایگان"  با انواع بیماری های روحی آشنا شدیم، در آنجا نسخه های شفابخشی از داروخانه قرآن و اهل بیت علیهم السلام پیچیدیم تا رفتارمان را از صفات ذمیمه پیرایش کنیم امید که بیماران را شفای کامل حاصل شده باشد.

اینجا اما در پی آرایشیم، آراستگی روح و جان به خلعت فضایل اخلاقی و دیبای سلوک قرآنی.

این پنجره به مثابه یک آرایشگاه اخلاقی مجازی است که به روی مشتریان همیشگی مکتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام گشوده شده است

ادامه نوشته

همان ذكری را كه گفتم بگو!

تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام

آداب دینی زمان‌بندی ویژه‌ای دارند، از این ‌روی برای پدیدآوردن روحیّه زمان‌شناسی بسیار مؤثّر است. برای نمونه تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای تعقیبات نمازهای واجب سفارش شده است. تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) افزون بر پاداش معنوی دو ویژگی مهمّ دارند كه برای درمان ضعف اراده مؤثرند: نخست این که وقت آن ویژه است كه هر روز 5 نوبت تكرار می‌شود و ویژگی دیگرش، تعداد معیّن و مقیّد آن است که 34 بار "الله اكبر"، 33 بار "الحمدلله"، و 33 بار "سبحان‌الله" است.

ادامه نوشته

موانع شناخت حق و عمل به آن

موانع شناخت حق و عمل به آن چیست؟

بر اساس آیات قرآن و روایات موانع متعددی در شناخت حق و عمل به آن، در طول تاریخ وجود داشته است که در بسیاری اوقات این موانع با هم و دست در دست هم به انحراف عقیدتی و عملی یک جامعه و افراد آن منجر می شد و می شده است، چرا که انسان موجودی در هم تنیده است. این موانع که بیشتر ریشه در بافت و ساخت تربیتی آدم ها دارد، اختصاص به زمانی ندارند و همیشگی می باشند. برخی از این موانع عبارتند از:

 

الف: هواها و کشش های نفسانی و غریزی

«فَإِن لَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»1 ؛ پس اگر تو را اجابت نكردند، بدان كه فقط هوسهاى خود را پیروى مى‏كنند و كیست گمراه‏تر از آنكه بى‏راهنمایى خدا از هوسش پیروى كند؟ بى‏تردید خدا مردم ستمگر را راهنمایى نمى‏كند.

 

ب: دوستی کور و محبّت کورکورانه

«وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا یَكْسِبُونَ»2 ؛ اما قوم ثمود ، هدایتشان کردیم و آنها کوری را از هدایت بیشتر دوست می داشتند تا آنکه به خاطر اعمالی که می کردند صاعقه عذاب خوار کننده آنها را فرو گرفت.

پیامبر صلی الله علیه واله وسلم «حبّک الشیء یعمی و یصمّ»3؛ عشق به چیزی کور و کر میکند

 

ج: عجب و بزرگ بینی (استکبار)

«وَأَمَّا الَّذِینَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِینَ»5 ؛ اما ای آنان که ایمان نیاورده اید ، مگر نه آنکه آیات ما بر شما خوانده می شد و شما تکبر می ورزیدید و مردمی گناهکار بودید ؟

«إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِی صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِیهِ» 6 ؛ آنان که بی هیچ حجتی که از آسمان آمده باشد در باره آیات خدا مجادله ، می کنند ، در دلشان جز خیال پیروزی نیست ، ولی به آن نخواهند رسید.

امام صادق علیه السلام «العجب صارف، عن طلب العلم، داع الی الغمط و الجهل»7 ؛ عجب از طلب علم باز میدارد و به سمت انکار و نادانی دعوت می کند.

 

د: جحد و انکار

«وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا» 8 ؛ با آنکه در دل به آن یقین آورده بودند ، ولی از روی ستم و برتری جویی ، انکارش کردند.

«...فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَیْءٍ إِذْ كَانُوا یَجْحَدُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُون» 9؛ چشم و دل قرار دادیم ولی گوش و چشم و دلشان به حالشان هیچ سود نکرد ، زیرا آیات خدا را انکار می کردند تا آنچه به مسخره اش می گرفتند آنها رافرو گرفت .

ادامه نوشته

فشار قبر چیست؟

فشار قبر

از هولناک‌ترین عذاب‌های قبر که میت در شب اول قبر به آن مبتلا می شود، فشار قبر است که مومن و کافر، کوچک و بزرگ، باید حد طبیعی و ناگزیر آن را تحمل کنند اما این فشار تحت اعمال انسان و پرونده ای که با اوست بسیار متغیر است. ابو بصیر می‌گوید: به امام جعفر صادق(علیه‌السلام) گفتم: آیا احدى هست كه از فشار قبر نجات پیدا كند؟ فرمود: پناه بخدا مى‏بریم از فشار قبر. چقدر قلیل و اندك هستند آن افرادى كه از فشار قبر نجات پیدا کنند. (بحارالانوار، ج6،ص260)

البته فشار قبر مربوط به مدفونین در زمین نیست بلکه شامل هر میتی خواهد شد از امام صادق علیه‌السّلام پرسیدند: آیا عذاب و فشار قبر به فرد بدار آویخته می‌رسد؟ آن حضرت فرمود: همانا پروردگار زمین، خود پروردگار هوا نیز هست. یا آن خدایى كه زمین به فرمان اوست، هوا نیز به فرمان اوست، پس خداوند عزّ و جلّ به هوا وحى می‌فرماید و هوا او را فشارى می‌دهد سخت‏تر و شدیدتر از قبر. (من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى، ج 1، ص279)

 

ادامه نوشته

سلاحِ ارزشمندِ قناعت

تا به حال شده فکر کنیم که کدام سلاح است که اگر به آن مسلح شویم ، دیگر کسی جرأت نمی کند سفره های رنگین دلمان را برباید و لباس ها و زیور آلات ظاهری ، ما را اسیر خود نمی کند ؟

می دانی کدام واحد درسی است که اگر آن را بتوانیم خوب پاس کنیم ، می توانیم روی پای خود بایستیم واسیر زندگی دیگران نخواهیم شد وبه نفسمان اجازه نمی دهیم که برای رسیدن به امکانات بالایی که به آن از راه درست امکان دسترسی نداریم ، با دین ووجدان وعقل درگیر شود ؟ دیگر به دروغ متوسّل نمی شویم و به هر آب و آتشی مدل و مارک وچیزهای عاریه ای را به رخ دیگران نمی کشیم .

بله !سخن از ساده زیستی و قناعت است . چیزی که رهبران الهی خود را به آن آراسته اند و در سرتاسر زندگی آن را با خود حمل کرده اند . حتی بزرگترین و باعظمت ترین مرد عالم ، رسول مهر و عطوفت نیز این توشه را در سرتاسر زندگی باخود حمل کرده و به مقصد رسانده است .

اگر بخواهیم توصیف رسول را از کلام علی (ع) بدانیم ، آن گاه است که علی (ع) می فرماید ؛" رسول رحمت از دنیا به قدر حاجت ورفع نیاز اکتفا کرد وچشمان خود را به آن خیره نساخت ودهان خود را ازآن پر نکرد ، پهلوی او از همه ی مردم لاغرتر و شکمش از همه خالی تر بود  ".1

اگر با تمام وجود گوش کنیم ، شاید کلام رسول رابشنویم که فرمود : " پنج کار را ترک نمی کنم تا برای امّتم سنّت گردد : روی زمین با غلامان غذا خوردن ، گوسفند را با دست خود دوشیدن ، لباس پشمینه پوشیدن و به کودکان سلام کردن . "2

البته مراد از سنّت شدن این نیست که امروزه ماشین و تجهیزات را کنار گذاشته و سوار الاغ شده یا گوسفندی را در خانه نگه داریم ، بلکه مقصود آن است که روحیه ی ساده زیستی داشته باشیم و از اشرافی گری و تجملات دوری کنیم .

 

نه کم و نه زیاد

" قناعت " حالت درونی است که موجب می شود صاحب آن از ثروت ها وامکانات مادی به اندازه ی نیاز و کفاف  خود بسنده کند ودر پی ثروت اندوزی و مال اندوزی نباشد. 3

اگر می شنویم که پیامبر کم هزینه بود ، باید این را هم بدانیم که حضرت پر کار و پرتلاش در عین حال کم هزینه نیز بودند. 4

اگر در جایی دیدیم و خواندیم که علی (ع) ساده زندگی می کرد ، این را هم بدانیم که علی با داشتن زندگی ساده و بی تکلفش ، با بیل زدن های شبانه روزی اش به پای نخلستان ، توانست هزار بنده را رها کند .5

پس مردان خدا فقط برای زندگی خود تلاش نمی کنند بلکه با داشتن زندگی ساده ، به فکر دیگران نیز هستند وتنها به فکر مال اندوزی و جمع کردن ثروت نیستند .

 

ماندن میان دو برزخ

از طرفی اسلام جمال و زیبایی را دوست دارد و می فرماید : زیبایی و دوست داشتن از ابعاد روح انسان ها است واز طرفی تجمل گرایی و رفاه طلبی را مذموم می داند . آخر تکلیف ما چیست ؟

باید گفت که این دو با هم قابل جمع است .اسلام استفاده از زیبایی های طبیعت ، لباس زیبا و استفاده از بوی خوش و امثال آن را نه تنها مجاز می داند ، بلکه به آن تأکید نیز دارد .

اسلام ایجاد کردن یک زندگی همراه با رفاه و آسایش را از وظایف نان آور زندگی می داند و بر آن تأکید می کند .

پیامبر اکرم (ص) می فرماید :" بهترین پول ها و ثروت ها ، دارایی است که انسان برای نان خوران خود هزینه کند ." 6 آن حضرت سرگردان گذاشتن وفراهم نکردن امکانات زندگی را ، از بزرگترین گناهان نان آور خانه قلمداد کرده است . 7

باید دانست که مکتب اسلام با رفاه و تجمل  واستفاده از امکانات خدادادی مخالف نیست ، اما افراط در آن را نمی پسندد . به طوری که در قرآن به مترفین وعده ی آتش می دهد .8

ادامه نوشته

برلوسکونی: من یک اسرائیلی هستم


تصویر بزرگ
سیلویو برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا در مقابل تظاهرکنندگان طرفدار رژیم صهیونیستی در رم گفت :احساس می کنم یک اسراییلی هستم. 
رجا نوشت: ابراز نزدیکی برلوسکونی با صهیوینست ها پس از آن صورت گرفت ، که یکی از متحدان سیاسی اش در جلسه پارلمانی وی را دشمن یهود خواند.
برلوسکونی در پیامی به سازمان دهندگان این تظاهرات که در راس آنها خوزه ماریا اسنار نخست وزیر اسپانیا قرار دارد ، بر تامین امنیت رژیم صهیوینستی تاکید و مخالفت خود را با هر گونه دشمنی با صهیونیست ها و انکار هولوکاست اعلام کرد .
نخست وزیر ایتالیا که به تازگی و با حرف و حدیث های زیادی مبنی بر تقلب و خریدن رای موفق به گرفتن رای اعتماد از پارلمان ایتالیا شد در ماه های گذشته بارها به فساد اخلاقی و مالی متهم شده است .

بهزاد نبوی جزئیات دیدارش با هاشمی رفسنجانی را بیان کرد


تصویر بزرگ

بهزاد نبوی در جمع گروهی از اعضای سازمان مجاهدین ، جزئیاتی از دیدارش با هاشمی رفسنجانی را بیان کرد.   
 یک عضو سازمان مجاهدین به گفت: همزمان با سفر هاشمی رفسنجانی به بابل، بهزاد نبوی هم که در مازندران بوده است ضمن تماس با محمد هاشمی موفق به دیدار با هاشمی رفسنجانی می شود.
به گفته این عضو سازمان، بهزاد نبوی در ابتدای جلسه از دیدار هاشمی با خانواده زندانیان تشکر می کند و اضافه می کند به نظر ما طرح مطالبات باید با سکوت پیگیری شود و جنجال کمکی به حل مشکلات نمی کند.
بهزاد نبوی با استناد به نظر خاتمی هم که معتقد است شلوغ بازی نتیجه عکس دارد، افزود:ما باید انتخاباتی که یکسال و نیم از آن گذشته را فراموش کنیم و در سکوت سیاسی برای انتخابات های پیش رو فعالیت کنیم.
این عضو سازمان در ادامه افزود: یکی از درخواست های بهزاد نبوی از هاشمی انجام رایزنی برای بازگشت مجدد سازمان مجاهدین به صحنه سیاسی بوده است. بهزاد در این دیدار اصرار داشته است که بگوید اداره کشور با یک گروه سیاسی امکان پذیر نیست.
به گفته این عضو سازمان، هدف بهزاد نبوی از دیدار با هاشمی، رصد آخرین نظر نظام درباره انحلال سازمان و چرایی اتخاذ مواضعی از سوی هاشمی در حفظ ثبات و انسجام ملی بوده است.

ماموریت 9 سفارتخانه غربی برای جمع آوری تاثیر تحریم ها و هدفمندی یارانه ها



تصویر بزرگ

سفارتخانه های غربی در تهران ماموریت یافته اند تاثیرات تحریم ها و اجرای هدفمند کردن یارانه ها را بر مردم و اقتصاد ایران جمع آوری کنند.   
به گزارش فرهنگ انقلاب به نقل از مشرق، یکی از راه های جمع آوری این اطلاعات، پرسشنامه هایی است که از سوی 9 سفارتخانه غربی در اختیار مراجعه کنندگان به این سفارتخانه ها جهت اخذ ویزا گذاشته می شود.
بخش دیگر اطلاعات از طریق ترتیب دادن مهمانی در سفارتخانه ها برای افراد خاص و تخلیه اطلاعاتی میهمانان صورت می پذیرد.
یکی دیگر از این شگردها نظرسنجی های تلفنی است که در قالب موسسات جعلی نظرسنجی انجام می شود.

زمان سفر رهبر معظم انقلاب به قم


تصویر بزرگ
 
سفر رهبر معظم انقلاب، آیت الله خامنه ای به قم همزمان با ولادت با سعادت امام رضا(ع) (11 ذیقعده) آغاز خواهد شد.
به گزارش فرهنگ انقلاب به نقل از آینده، گفته می شود قبلا دهه کرامت به عنوان زمان این سفر تعیین شده بود که با تغییر برنامه این سفر از پایان این دهه آغاز می شود. دهه کرامت که بیشتر در قم گرامی داشته می شود، از اول ذیقعده، ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) آغاز شده و با ولادت امام رضا(ع) در 11 ذیقعده پایان می پذیرد.
لازم به ذکر است به غیر از سفر رسمی و 9 روزه آیت الله خامنه ای به قم که در سال 1374 انجام شد، ایشان سفرهای غیررسمی زیادی نیز به قم داشته اند که در آنها علاوه بر زیارت، به دیدار با مراجع و علما پرداخته اند.
از جمله در چند ماه گذشته دو سفر به قم داشتند که در یکی از آنها با آیات عظام صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و نوری همدانی و در سفر دیگر با آیات عظام شبیری زنجانی و جوادی آملی ملاقات کرده اند.
لازم به ذکر است هم اکنون شمار زیادی از مسوولان فرهنگی، مسوولان استان قم، علما ، طلاب و روحانیون و مردم قم آماده دیدار با رهبر انقلاب می شوند و طبق گفته مسوولان محلی این سفر نیز چندین رو طول خواهد کشید.

جدیدترین نظرسنجی درباره فتنه 88



تصویر بزرگ
بر اساس نظرسنجی مؤسسه افکارسنجی خبرگزاری فارس در نمونه‌ای به وسعت 142 هزار نفر در سراسر کشور، 75 درصد مردم، برنامه‌های جریان فتنه پس از انتخابات دهم را در راستای اهداف دشمنان می‌دانند.
به گزارش فارس، نتیجه این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد 82 درصد مردم کشورمان آمریکا را دشمن اصلی خود می‌دانند.

روش اصلی این مطالعه روش پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق کلیه افراد 18 سال به بالای ساکن کلیه استان‌های کشور در 350 شهرستان به همراه روستاهای تابعه آنها بوده‌اند؛ 65 درصد از سهمیه هر شهرستان به شهر و 35 درصد به 3 تا 4 روستای تابعه همان شهر اختصاص یافته است.
حجم نمونه کل کشور 142000 نفر و علت انتخاب این حجم وسیع نمونه، فراهم کردن امکان تحلیل در مورد تک تک شهرستان‌ها بوده است.
تقسیم‌بندی سهمیه هر یک از شهرستان‌ها به این صورت بوده که برای شهرهای کوچک 400 نفر، برای شهرهای مرکزی هر استان 600 نفر و برای 7 کلان‌شهر تبریز، اهواز، شیراز، اصفهان، قم، کرج و مشهد 1000 نفر و برای تهران بزرگ 4000 نفر سهمیه در نظر گرفته شده است.
میانگین حجم نمونه منازل 40 درصد، ‌میادین 25 درصد، خیابان‌ها 25 درصد، مراکز تجمع و تفریحی (مانند پارک، ورزشگاه، سینما و ...) 15 درصد و بازار (مراکز فروش و مغازه‌ها) 15 درصد در نظر گرفته شده و این نظرسنجی در دهه نخست خرداد ماه سال جاری انجام شده است.
توزیع نسبی پاسخگویان بر حسب جنسیت نشان می‌دهد که 47 درصد از پاسخگویان زن و 53 درصد از آنان مرد بوده و حدود 39 درصد افراد مجرد بوده و حدود 60 درصد جامعه آماری را متأهلین تشکیل داده‌اند و حدود 50 درصد پاسخگویان جوان، 34 درصد میانسال و 16 درصد نیز بزرگ‌سال هستند.
81 درصد پاسخگویان در این نظرسنجی اظهار کرده‌اند با این گویه که "من ایران را بهترین کشور برای زندگی کردن می‌دانم " موافق و کاملا موافق و در مقابل 9 درصد مخالف و کاملا مخالف هستند و 9 درصد نیز در این خصوص نظری نداشته‌اند.
83 درصد پاسخگویان اعلام کرده‌اند با این نظر که "حکومت باید بر اساس احکام دین اسلام اداره شود؛ حتی اگر عده‌ای آن را قبول نداشته باشند " موافق و کاملا موافق و در مقابل 7 درصد مخالف و کاملا مخالف هستند و 10 درصد پاسخگویان هم نظری نداشتند.
67 درصد پاسخگویان با "حمایت جمهوری اسلامی از مردم لبنان و فلسطین و سایر مردم مظلوم جهان " موافق و کاملا موافق و در مقابل 19 درصد مخالف و کاملا مخالفند و همچنین 14 درصد پاسخگویان نیز در این زمینه نظری نداشته‌اند.
48 درصد پاسخگویان با این عبارت که "امر به معروف و نهی از منکر تا حد زیادی در جامعه اجرا می‌شود " موافق و کاملا موافق و در مقابل 34 درصد مخالف و کاملا مخالف هستند و حدود 19 درصد پاسخگویان نیز نظری نداشتند.
76 درصد پاسخگویان با این عبارت که "در نظام جمهوری اسلامی ایران مبارزه با مستکبران و زورگویان جهان و در رأس آنها آمریکا همواره ضروری است " موافق و کاملا موافق و در مقابل 11 درصد مخالف و کاملا مخالف هستند و حدود 14 درصد پاسخگویان نیز، در این باره نظری نداشتند.
31 درصد پاسخگویان با این عبارت که "به نظر می‌رسد وضعیت حجاب در جامعه رو به بهبود است " موافق و کاملا موافق و در مقابل 55 درصد مخالف و کاملا مخالف هستند و همچنین 15 درصد پاسخگویان نظری نداشته‌اند.
82 درصد پاسخگویان با این جمله که "آمریکا دشمن اصلی ماست " موافق و کاملا موافق و در مقابل 10 درصد مخالف و کاملا مخالف هستند و 8 درصد پاسخگویان هم نظری نداشتند.
76 درصد پاسخگویان با این گویه که "بسیاری از توطئه‌هایی که علیه ایران طراحی می‌شود، از جانب انگلیس است " موافق و کاملا موافق و در مقابل 8 درصد مخالف و کاملا مخالفند و البته 16 درصد پاسخگویان هم در این خصوص نظری نداشتند.
و بالاخره اینکه 75 درصد شرکت‌کنندگان در نظرسنجی مرکز افکارسنجی خبرگرای فارس با این گویه که "برنامه‌های جریان فتنه پس از انتخابات، خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف دشمنان خارجی است " موافق و کاملا موافق و در مقابل 11 درصد مخالف و کاملا مخالف هستند و حدود 14 درصد پاسخگویان نیز در این خصوص نظری نداشتند.

دلسوزی خانم بی‌حجاب برای هتک حرمت حجاب اسلامی! + عکس

فریبا داوودی مهاجر که در یک برنامه زنده تلویزیونی رسما کشف حجاب کرد و روسری خود را برداشت، انتشار تصاویر افرادی را که خود را شبیه آشوبگران سال گذشته گریم کرده و در مانور نیروی انتظامی شرکت کرده‌اند، نشانه بی‌غیرتی مسئولان نسبت به احکام اسلامی دانسته است.

مشاور سابق وزرای دولت اصلاحات و همکار فعلی نهادهای وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا، از آنچه توهین به "غیرت و ناموس زنان ایرانی" نامیده، انتقاد کرده است.

فریبا داوودی مهاجر که سابقه عضویت در شورای مرکزی سازمان غیر قانونی ادوار تحکیم را در کارنامه خود دارد، در یادداشتی که در سایت ضدانقلاب روزآنلاین منتشر شده، انتشار عکس‌هایی از مانور اخیر نیروی انتظامی که در آن برخی افراد خود را شبیه آشوبگران فتنه 88 گریم کرده بودند را نشانه بی‌غیرتی مسئولان ایرانی دانسته است!

البته این مطلب بامزه درحالی از سوی خانم مهاجر مطرح شده که وی چندی پیش، رسما در یک برنامه تلویزیون دولتی آمریکا دست به کشف حجاب زد؛ مساله‌ای که پخش فیلم آن از رسانه ملی بازتاب گسترده‌ای در میان افکار عمومی داشت.

 

کشف حجاب خانم مهاجر در برنامه زنده صدای آمریکا

 

فریبا داوودی مهاجر درحال دریافت جایزه از مقامات آمریکایی

 

داوودی مهاجر در جمع مدعوین یکی از کنفرانس‌های ضدایرانی



ادامه تئاتر مبتذل در کشور+تصاویر

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از مشرق، در حالیکه طی روز های اخیر شاهد منازعات فراوان میان خانه سینما و مدیران وزارت ارشاد که در پی اهانت تعدادی از سینماگران در جشن خانه سینما نسبت به مبانی و اصل انقلاب اسلامی هستیم، گویا مسئولیت نظارت بر تئاتر کشور از گردن مدیران فرهنگی سلب شده است.

طی ماه های گذشته به دفعات شاهد پخش تصاویر مبتذل و خارج از شئونات اسلامی از تئاتر هایی که در کشور برگزار می شود، بودیم، بازهم تئاتر دیگری به نام سیندرلا از فرنگ برگشته در روز های گذشته در تالار هنر به روی صحنه رفت که در آن علناً زنان بازیگر اقدام به رقص کردند و با پوشیدن لباس های مبتذل، رسماً اشاعه فحشا را در دستور کار خود قرار داده اند .
معلوم نیست که چرا با توجه به هشدارهای مکرر دلسوزان فرهنگی که طی ما ههای اخیر از دست های پشت پرده که سعی در بیشتر عادی جلوه دادن مظاهر مستهجن غربی در صحنه های تئاتر هستند، چرا هنوز مدیران فرهنگی وزارت ارشاد برای مقابله و جلوگیری از ادامه برگزاری چنین تئاتر هایی که فقط به دنبال اشاعه فحشا هستند عزم جدی ندارند.








افتخاری خطاب به خواننده پرحاشیه: تو هرچه داری از انقلاب است

کسی حق ندارد بگوید اثر من از رسانه ملی پخش نشود. اگر کسی مایل به پخش اثرش نیست، خودش در یکی از شبکه‌های تلویزیون رو در رو به مردم بگوید که دوست ندارد اثرش را مردم بشنوند. البته این یک شرط هم دارد و اینکه مدعی، آن چه در این 30 سال به واسطه انقلاب و مردم به دست آورده، به آنها پس دهد.

به گزارش شبکه ایران، علیرضا افتخاری؛ خواننده پرآوازه کشورمان با تکذیب شایعه خروجش از ایران، گفت: من با این انقلاب و مردم، علیرضا افتخاری شدم و هرگز به آنها پشت نخواهم کرد. تمام وجود و زندگی‌ام مال مردم است و هرگز این گوهر ارزشمند را با چیز دیگری عوض نمی‌کنم.

من با این انقلاب، لطف مردم و عنایت خداوند، به چنین جایگاهی رسیده‌ام
افتخاری همچنین به "وطن امروز" گفت: کسانی که هر روز اخبار کذبی درباره من و خروجم از کشور منتشر می‌کنند یا حسودند یا به اجانب تعلق خاطر دارند. اگر قرار بود وطنم را ترک کنم، چرا در شرایط فعلی این کار را کنم؟ اکنون به واسطه این انقلاب، لطف مردم و عنایت خداوند، به چنین جایگاهی رسیده‌ام و هرگز این توفیق الهی را با چیز دیگری عوض نمی‌کنم.

مثل برخی نیستم که به مردم پشت کرد
افتخاری تاکیدکرد: من در این آب و خاک رشد کرده و بالنده شده‌ام و به عشق این مردم کار می‌کنم. من مانند کسانی نیستم که با این انقلاب در دل‌های مردم جاگرفتند و بعد به آنها پشت کردند. هنرمند هرچه دارد از مردم است و نباید وقتی به شهرتی رسید فراموش کند که از کجا به اینجا رسیده و خاستگاهش کجاست.

کسی حق ندارد بگوید اثر من از رسانه ملی پخش نشود
افتخاری با بیان اینکه هنرمند باید هنرش در اختیار و متعلق به مردم باشد، عنوان کرد: کسی حق ندارد بگوید اثر من از رسانه ملی پخش نشود. اگر کسی مایل به پخش اثرش نیست، خودش در یکی از شبکه‌های تلویزیون رو در رو به مردم بگوید که دوست ندارد اثرش را مردم بشنوند. البته این یک شرط هم دارد و اینکه مدعی، آن چه در این 30 سال به واسطه انقلاب و مردم به دست آورده، به آنها پس دهد.

تمام رفتارهایی که این روزها با من می‌شود، از سر حسادت است
این هنرمند بی‌حاشیه که در چند ماه اخیر و به واسطه در آغوش گرفتن رئیس‌جمهور، مورد انتقاد و فشار برخی محافل و رسانه‌های بیگانه قرار گرفته، چند روز پیش هم در گفت و گویی عنوان کرد: به خوبی متوجه هستم که تمام رفتارهایی که این روزها با من می‌شود، از سر حسادت است.

وی افزود: من همانند این مردم خوب همیشه سعی کردم لباس ادب را بر تن کنم تا کسی عیب مرا نبیند. در دگرگونی‌های روزگار، شخصیت آدم‌ها شناخته می‌شود و این رفتارها از ناحیه کسانی هدایت می‌شود که نسبت به هنر حسادت می‌ورزند و توان تحمل آن را ندارند.

با بیگانه هم‌داستان نشد
روز گذشته در سایت شخصی استادافتخاری یادداشتی درباره این خواننده منتشر شد که حدیث‌نفس وی است. این یادداشت تاکید چندباره‌ای است بر علاقه افتخاری به مردم و وطنش و عدم همراهی با بیگانگان.

در بخش پایانی این یادداشت آمده است: او حرمت خانه پدری را داشت و از کاستی‌های آن شکایت به همسایه بیگانه نبرد. با ایستادگی پراصرارش آگاهانه و همه‌وقت چون تجسم یکپارچه امید، برای مردمش خواند و خواند، گویی می‌خواست خود را تمام کند. همچو نای شبگیر رازش را بی‌هراس از گوش دریوزه‌گر حاسدان بی‌توقع به شب بازمی‌خواند آنگونه که فریادش در جست‌وجوی مهتاب بر سنگینای شب لطمه‌ای نبود. بر پرکاری‌اش خرده‌گرفتند؛ می‌گفت باید بروم پی‌کارم وکار او فقط خواندن بود و خواندن یعنی همان رسالتی که برایش پرداخته شده بود. می‌گفت آمده‌ام تا خودم را تمام کنم؛ بگذار هرچه می‌خواهند بگویند. همیشه ایام خود را مدیون دلیرمردان این سرزمین می‌دانست و برای شان می‌خواند. بیشتر عمل می‌کرد و خدمتگزاران میهنش را دوست داشت. با بیگانه همداستان نشد، چوب حراج به حرمت خانه اجدادی نزد و بر سر حیثیت ایرانی‌اش معامله نکرد. تزویر بیگانه را می‌شناخت، همان‌ها که سالیان دور و دیر با زیباترین یاس‌های سرزمینش به زبان داس سخن گفته بودند. می‌گفت ما باید بر داشته‌های خود ببالیم نه بر رؤیای سرابی که بیگانه به تزویر برای ما ساخته است.



فروتنی سلمان فارسی

آورده‌اند كه سلمان فارسی(ره) ، در شهری از شهرهای شام امیر بود و عادت و سیرت او در ایام امارت و موسم ولایت هیچ تفاوت نكرده بود، بلكه پیوسته گلیم پوشیدی و پیاده رفتی و اسباب خانه خود را تكفل كردی.

یك روز در میان بازار می رفت؛ مردی را دید اَسپِست( یونجه) خریده بود و در راه نهاده، و كسی را طلب می كرد كه به بیگار بگیرد. ناگاه سلمان فارسی به آنجا رسید؛ مرد او را نشناخت، و به بیگار گرفت، و او را بر پشت او نهاد. سلمان آن را هیچ امتناع نكرد، و همچنان می رفت تا او را در راه مردی پیش آمد، و گفت: " ای امیر! این را به كجا می بری؟" آن مرد چون بدانست كه او سلمان است در پای او افتاد، و دست او بوسه می داد و گفت: " ای امیر! مرا در حِل كن (حلال كن)، ندانستم":

ادامه نوشته

ماجرای تشرف آیت الله بهاءالدینی محضر امام رضا(علیه السلام)

به گزارش شیعه آنلاین، رزق «من حیث لایحتسب» به معنای رسیدن رزق و روزی به انسان از «جایی که فکر نمی کند» به سه قسم تقسیم می شود: در این بخش به قسم دیگر رزق لایحتسب که «محاسبه آن از ذهن آدمی خارج است اما «سبب ها و علت ها»ی آن مادی و دنیوی است که از کلام حضرت آیت الله مبشر کاشانی، از مراجع قم گرفته شده، تقدیم جویندگان اخلاق و معنویت می شود.

حضرت آیت الله مبشر کاشانی در ادامه سلسله مباحث اخلاق و عرفان اسلامی در تشریح موضوع فوق برای تفهیم مبحث به شکل روان ضمن توضیح، خاطره ای از استاد بزرگوار خود مرحوم حضرت آیت الله بهاءالدینی مطرح کرده و فرمود: یکی دیگر از انواع «رزق لایحتسب»، رزقی است که از محاسبه ذهنی انسان خارج بوده اما اسباب و علل آن مادی است و مثال این نوع را با نقل داستانی از مرحوم حضرت آیت الله بهاالدینی «قدس سره» عرض می کنم.

روزی یکی از نزدیکان مرحوم حضرت آیت الله بهاءالدینی که مورد اطمینان است برایم نقل کرد که خدمت آقا بودم، صحبت از مسافرت و زیارت وجود مقدس امام رضا(علیه السلام) شد. گفتم چه خوب بود می رفتیم مشهد! آقا فرمود: برویم. گفتم: چه وقت؟ فرمود: الان.

ادامه نوشته

برای محتضر چیکار کنیم؟

تشخیص این که چه کسی و با چه علامت‌هایی محتضر محسوب می‌شود، کار سختی نیست اما خالی از اشتباه هم نیست. چه بسا به دلیل وسواس یا ترس از مرگ یا به هر علت دیگری، اشخاص در موقعیت‌های مختلف با خود گمان کنند، هنگام مرگشان رسیده است چه بسیار کسانی که به گمان خود و دیگران در لحظات احتضار بوده اما بهبود یافته و تا مدتها عمر کرده‌اند. در این خصوص نقل  است که: یكى از فرزندان امام صادق (علیه‌السلام) به حالت احتضار رسید حضرت رضا(علیه‌السلام) به دیدنش آمد لبخندی زد و بعد از مختصری حضور، مجلس را ترک کرد. کسی که همراه امام بود گفت: فدایت شوم عمویت در حالى است كه مشاهده می‌كنى او را می‌گذارى و می‌روی. امام فرمود:

عمویم فلان كس (اشاره به یكى از همان كسانى كه در بالینش بود) را دفن خواهد كرد. چیزى نگذشت كه بیمار خوب شد و برادرش كه آن وقت سالم بود، مُرد، او را دفن كرد و بر او گریست.

همچنین ممکن است خودمان نیز سراغ داشته باشیم کسانی که را که رو به قبله کرده و گمان به احتضارشان داشته‌اند اما بهبود یافته‌اند. بنابراین همواره امید شفا و طول عمر وجود دارد که گاهی نشانه رحمت الهی، یا کرامتی از جانب بزرگان است. در حدیث آمده است که: مرد نیكوكارى به حالت احتضار و مرگ در آمد در همسایگى او مردى قاطع رحم بود خداوند به ملك الموت فرمود: از عمر مرد قاطع رحم چقدر مانده، گفت سى سال. فرمود: آن سى سال را در باره این مرد نیكوكار منظور كن.(زندگانى حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام، ص 165، ترجمه، ج 17، بحارالانوار) به همین جهت هیچگاه نباید کسی را از ادامه حیات مایوس کرد.

ادامه نوشته

مردی که 60 سید را کشت!

جهنم شیطان آتش

شیخ صدوق(ره) به سند معتبر از عبدالله بزاز نیشابوری روایت كرده كه گفت: در میان من و حمید بن قحطبه طوسی معامله ای بود. در سالی به نزد او رفتم. چون خبر آمدن مرا شنید در همان روز ورود، مرا طلبید پیش از آن كه جامه های سفر را تغییر دهم و آن هنگام وقت زوال از ماه مبارك رمضان بود .

چون بر او وارد شدم، دیدم حمید در خانه ای نشسته است كه نهر آبی در میان آن جاری است. چون سلام كردم و نشستم، آفتابه و لگن آوردند. دستهای خود را شست و مرا نیز امر كرد كه دستهای خود را بشویم . آنگاه خوان طعام او را حاضر كردند. از خاطر من محو شده بود كه ماه رمضان است و من روزه دارم. چون دست به جانب طعام بردم روزه را به خاطر آوردم، دست كشیدم. حمید گفت: چرا طعام نمی‌خوری؟ گفتم: ماه مبارك رمضان است و من بیمار نیستم علتی و مرضی ندارم كه موجب افطار باشد، آن پلید گفت: من نیز علتی ندارم و بدنم صحیح است. این بگفت و بگریست.

چون از خوردن طعام فارغ شد گفتم: ایّها الامیر( ای امیر!) سبب گریه شما چه بود؟

گفت: سببش آن است كه در وقتی كه هارون در طوس بود، شبی از شبها در میان شب مرا طلبید، چون به نزد او رفتم، دیدم شمعی به نزد او می سوزد و شمشیر برهنه نزد او گذاشته است و خادمی پیش او ایستاده. چون مرا دید گفت: تا چه اندازه دراطاعت من حاضری؟ گفتم: به جان و مال تو را مطیع و فرمانبردارم. پس ساعتی سر به زیر افكند. آنگاه مرا رخصت برگشتن داد. چون برگشتم باز پیك او به طلب من آمد و این مرتبه ترسیدم و گفتم: انالله و انا الیه راجعون گویا اراده قتل مرا كرده است. چون بر او داخل شدم، باز پرسید كه چگونه است اطاعت تو نسبت به من؟

ادامه نوشته

فلسفه ی تعدد زوجات پیامبر (ص)

 

نگرشی کوتاه به فرهنگ ازدواج شبه جزیره عربی در عصر رسول خدا (ص)

در زمان پیامبر (ص) فرهنگ ازدواج مردم آن سرزمین ، ویژگی های خاصی اعم ازچادرنشینی ، وضع اقتصادی بسیار بد و اسفناک ، محرومیت از امکانات طبیعی از یک سو و تمرکز ثروت منطقه در دست برخی از سران مشرک مکه و طائف ، و نیز یهودیان مدینه و اطراف آن ، وضع را بر مردم آن سامان بسیار مشکل کرده بود .

آنان به دلیل فقر مادی و دست و پاگیری دختران در محیطی که همیشه آتش جنگ برافروخته بود و نیز به جهت اسیر شدن آنان به دست دشمنان در جنگ ، و به فحشا کشیده شدن  به دختر علاقه ای نداشتند و برخی نیز آن ها را زنده به گور می کردند .

 با وجود وضعیت ناگوار اقتصادی ، گزینش همسر نوعی کمک به خانواده ی دختر و یا زن محسوب می شد

درچنین محیطی ، زن بیوه اگر شوهر نمی کرد ، زشت تلقی می شد . به مجرد آن که شوهرش می مرد یا از وی طلاق می گرفت و عده ی وفات یا طلاقش سپری می شد ، شوهری دیگر انتخاب می کرد ؛ همانند اسماء بنت عمیس که اول همسر جعفربن ابی طالب و بعد از شهادت وی همسر ابوبکر و پس از درگذشت وی ، به همسری علی بن ابیطالب (ع) درآمد .

در آن روزگارازدواج مهم ترین عامل وحدت و پیوند بین قبایل به شمار می آمد. با پیوند ازدواج بسیاری از درگیری ها فروکش می کرد .

حکمتها و اهداف ازدواجهای پیامبر چه بوده است ؟!

 

ادامه نوشته

دو خواهر؛ یکی سوگلی هویدا و دیگری همسر موسوی


تصویر بزرگ

بنده هیچ سابقه‌ ی تحصیلی در این دوره از ایشان در اسناد و لینک های رسمی دانشگاه های آمریکا مشاهده نکرده‌ام. سؤال اینجاست که آقای میرحسین موسوی به عنوان یکی از کلیدهای خداپرستان سوسیالیست چه نسبتی با این مبارزات مسلحانه (که غالباً غیرشرعی و ناهماهنگ با فقهای جامع‌الشرایط بوده است) داشته‌اند؟

رضا گلپور، پژوهشگر و نویسنده ی کتاب جنجالی شنود اشباح ؛ اواخر اردیبهشت سال 1388 (یعنی حدود یک ماه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری )؛ در پاسخ به پرسش‌های مطرح شده در میزگرد حزب الله بومهن ، به بررسی نقاط مبهم در سوابق میرحسین موسوی و همسرش زهره کاظمی مشهور به زهرا رهنورد پرداخت.

گلپور ضرورت هوشیاری و دقت مضاعف در سوابق قبل از انقلاب این زوج را با توجه به احتمال قرار گرفتن آنها در عالی ترین جایگاه اجرایی کشور مورد تأکید قرار داده بود.

گلپور به ضرورت دقت مردم هوشیار در یافتن پاسخ مناسب به این سؤال راهبردی پرداخت که:
چگونه در ضداسرائیلی ترین پدیده تاریخ صهیونیسم (یعنی پیروزی انقلاب اسلامی)، سیّدی از اعضای شبکه‌‌ مزدوران حقوق‌بگیر سفارت منحوسه‌ صهیونیستی (با مهندسی افکار عمومی و حتی حمایت برخی خوبان و خواص ) به عرصه ی رقابت انتخاباتی و حتی به کلیدی‌ترین پُست اجرایی جمهوری اسلامی رسانده می‌شود؟!

وی با اشاره به اینکه رستنگاه سیدابوالحسن بنی‌صدر از حیث اصول و التزام به آن با ولایت و روحانیت اصیل انقلاب، یکی نبود، افزود: بنده با نهایت احترام از باب ادای وظیفه‌ خود، به عنوان یک شهروند ساده در نظام جمهوری اسلامی می‌خواهم نقاط مبهم موجود در سوابق جناب آقای میرحسین موسوی و همسرش را خاطر نشان و مطرح نمایم . چرا که امکان نفوذ فرصت طلبان در آب نمک خوابانده شده را به وضوح می بینم .

آرزو دارم با بیان شفاف و عاقلانه ی آقای موسوی و یا همسرشان، حسن‌ظن امثال اینجانب در عدم نقش آفرینی موسوی در سناریویی نظیر به قدرت رساندن بنی صدر ،تبدیل به یقین گردد.

...سؤال بسیار اساسی که ایشان باید هرچه سریعتر به آن پاسخ بگویند اینست که چگونه ایشان حدود 2 سال مانده به پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط نظام ستمشاهی، به همراهی همسرش سر از آمریکا درآورد؟

بنده هیچ سابقه‌ ی تحصیلی در این دوره از ایشان در اسناد و لینک های رسمی دانشگاه های آمریکا مشاهده نکرده‌ام. چرا درست پس از سفر ژنرال هایزر به تهران (که جهت برخی تدبیرهای وی در پذیرش سقوط ستمشاه و برنامه ریزی جهت ترور یا کودتا و یا انحراف در مسیر میلیونی طرفداران امام خمینی صورت پذیرفت) ، جناب میرحسین موسوی با همسرش سر از تهران در آورده‌اند؟

...آنچه من امروز احساس وظیفه می کنم حتما در افکار عمومی مورد توجه قرار گیرد، یافتن پاسخ مناسب به این سوال است که به چه دلیل بعد از سی سال که از استقرار نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد، باید خانمی که داعیه بانوی اول شدن را دارد، از بیان اسم و هویت واقعی خود طفره رفته و همچنان و همواره از یکی دو اسم مستعار استفاده ‌کند؟!

... چه اسراری در سال های اقامت در آمریکای ایشان یعنی "زهره کاظمی آزاد" و یا همان "زهرا رهنورد" کمی قبل از انقلاب در ایران وجود داشته است؟

... چه افرادی و در چه کشورهایی واسطه سفر این خانم، یعنی زهره کاظمی‌آزاد، با اسامی مستعار دیگر، مثل "زینب بروجردی" یا همان "زهرا رهنورد" به آمریکا بوده اند؟

این چه آریستوکراسی است که دو خواهر کاظمی ( زهرا با اسم مستعار ژاله و زهره با اسم مستعار زهرا رهنورد ) بعد از اخراج پدرشان از ارتش توسط معلوم الحالی مثل احمد شاملو کشف میگردند؛ که یکی سوگلی هویدا آخرین نخست وزیر جدی قبل از انقلاب در مصاحبه های تلویزیونی ؛ و دیگری همسر اولین نخست وزیر پابرجای بعد از انقلاب بوده اند.

چرا خواهر مرحومه ایشان، زهرا که تا سال 1383، که در واشنگتن دی‌.سی در گذشت از اسم مستعار "ژاله" استفاده می‌کرد؟

- آیا خانم زهره کاظمی آزاد (همسر میرحسین موسوی) می‌توانند لیست مسافرت های قبل از انقلاب خود را بویژه به پایتخت‌های اروپایی و آمریکا به خاطر بیاورند؟
- ساختمان موسوم به پارک دوپرنس که توسط فرح پهلوی طراحی و در تقاطع شیخ بهایی و ملاصدرای تهران قرار داشته غیر از این دو خواهر، مأمن و مأوای چه خواهران مکشوفه ی دیگری بوده است؟

آیا احکامی که میرحسین موسوی یا سیدمحمد خاتمی با نام مستعار برای این خانم صادر کردند (حداقل در سطح ریاست دانشگاه الزهرا) یا مدارک تحصیلی او برای دریافت حقوق ، قانونی بوده است و حتی یک کپی از شناسنامه ی حقیقی ضمیمه داشته است؟...

خود جناب آقای میرحسین موسوی همانند بسیاری دیگر از عناصر مرتبط با جریانهای مبارزه مسلحانه قبل از پیروزی انقلاب دارای اسم مستعار (حداقل "حسین رهجو" ) می‌باشند که این هویت از مؤسسین به اصطلاح جنبش مسلمانان مبارز بوده‌است.

... نباید فراموش کرد که دو تن از کادرهای جوان حزب ایران یعنی "محمد نخشب" و "عبدالحسین راضی" در اوایل دهه‌ 30 انشعاب کرده و حزب مردم ایران را تحت تأثیر به اصطلاح خداپرستان سوسیالیست تأسیس نمودند و با اعلام وفاداری کامل به "محمد مصدق السلطنه" خود را مترقیان مذهبی برمی‌شمردند. پس از قیام عاشورایی حضرت امام خمینی و مقلدانشان در خرداد 1342، نخشب، نام حزب مردم ایران را به جنبش آزادیبخش ملی ایران (جاما) تغییر داد.
در همین دوران بود که صادق قطب‌زاده به آمریکا رفته و در آنجا با حمایت و همکاری محمد نخشب و دیگر شخصیت های متعلق به جبهه ملی، سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا را راه‌اندازی کرده بود.


بعد از کناره‌گیری "عبدالحسین راضی" از سیاست و مرگ نخشب در آمریکا در دهه‌ی 1350، دو نیروی کلیدی "جاما" و طرفدارانشان به مبارزه‌ قهرآمیز و مسلحانه روی آوردند. جالب است که هر دو جریان خود را خداپرستان سوسیالیست می‌خواندند. این دو نفر کلیدی، یعنی "کاظم سامی کرمانی"، روانپزشک مقیم تهران (که قتل عجیب او همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد) و "حبیب‌الله پیمان"، دندانپزشک مقیم تهران (پس از همراهی عناصری چون رسول رزق ‌جوقناد، حسین زادعیسی، مصباح تلقینی و دیگران) در دهه‌ پنجاه به آموزش تولید مواد منفجره و خرید سلاح و مهمات و مبارزه‌ قهرآمیز مسلحانه روی آوردند.

سؤال اینجاست که آقای میرحسین موسوی به عنوان یکی از کلیدهای خداپرستان سوسیالیست چه نسبتی با این مبارزات مسلحانه (که غالباً غیرشرعی و ناهماهنگ با فقهای جامع‌الشرایط بوده است) داشته‌اند؟
از آنجا که در خط مشی جاما همکاری های تاکتیکی با چریک های اکثریت فدایی خلق و نیز حزب توده کاملاً تعریف شده بوده است و هر دوی این دو جریان مستقیماً با سرویس های جاسوسی ابرقدرتها در تعامل مستقیم بودند، جناب میرحسین موسوی به عنوان عضو همراه این گروهک (جاما) تا چه اندازه درگیر این تعاملات بوده‌است؟

چرا جاما به عنوان مخفف جنبش اسلامی مردم ایران با زیرکی و ظرافت تغییر نام داد؟

هزینه‌ اقامت قریب به 2 سال میرحسین و همسرش از کجا و چگونه تأمین گردیده بود؟ ایشان در قبل از پیروزی انقلاب به مفهوم مبارزاتی (و نه فامیلی و نژادی) ارتباط با کدامیک از بزرگان حول امام خمینی را داشت؟

میرحسین 2 سال سپاهی دانش در شهرکرد بوده است و سپس سر از واشنگتن دی.سی درآورده است. دفتر شرکت مشاوره معماری سمرقند با چه هدفی و با سرمایه چه مجموعه‌ای توسط ایشان تأسیس و راه‌اندازی گردید؟

در سوابق رسمی ایشان آمده متولد 1320، از 1332 از تبریز به تهران آمده، در مدارس "جامی" و "عنصری" تبریز و بعد از ورود به تهران دبیرستان "جعفری" و در سال آخر مدرسه‌ "مروی"، در سال 1348 گویا کارشناسی ارشد خود را در رشته معماری و شهرسازی گرفته و "حسن آلادپوش"، "عبدالعلی بازرگان"، "محمدعلی نجفی"، مهندس "حجت"، مهندس "نقره‌کار"، مهندس "محمد بهشتی"، مهندس "انوار" طبق اعلام ایشان دوستان صمیمی‌ او هستند.

خداپرستان سوسیالیست سه هدف عمده از تشکیل جاما را به این شرح تبلیغ می‌کنند: حمایت از مذهبی‌های سازمان مجاهدین خلق، پشتیبانی از اندیشه‌های دکتر علی شریعتی، حمایت از جنبش توده‌ای مردم ایران؛ میرحسین موسوی در راستای تحقق سه هدف فوق با چه سازمانها و افرادی تعامل داشته است؟

البته در بحث بعد از انقلاب ایشان هم که به شهید بهشتی و شهید رجایی وصل شدند، مطالب و اسناد بسیار مهمی از شهید آیت(ره) و هشدارهای این شهید گرانقدر به شهید بهشتی وجود دارد که در صورت لزوم ریز به ریز‌ آنها ‌‌باید طرح و بررسی گردد و به حول و قوه‌ی الهی این کار را صورت خواهم داد.

گلپور در جمع‌بندی مطالبش گفت: بسیار جالب است که غالب کسانی که امروز با برادر جوان، پرنشاط، مخلص و شهادت‌طلبمان دکتر محمود احمدی نژاد که همانند رجایی مظلوم آماج دشنام های احزاب گوناگون اعوجاج ‌دار در تولی و تبرایشان می‌باشد، دارای این درد مشترک خانم کاظمی آزاد و آقای موسوی هستند، یعنی هویت‌های دو یا چندگانه‌ی مستعار داشته و دارند که بد نیست برای ماندن در حافظه‌ عزیزان و مطالعه برخی را مرور کنیم :

- روحانی شهیر اردستانی "محمدحسین جعفری"، مشهور به "حسین شریعتی"، معروف به "شیخ‌الشریعه"، با نام مستعار "شیخ‌الرئیس".
- "سعید حجاریان کاشی"، مشهور به "سعید مظفری"، معروف به "جهانگیر صالح‌پور" یا "مستر بریدی".
- "حسین توکلی"، معروف به "حسین محمدی" (عماریون)

باز گشت

سلام بچه ها

من اومدم فقط چون عجله داشتم خاطرات

این چند روز رو چند روز دیگه براتون مینویسم

خوشحالین که اومدم؟

خداحافظی

سلام بچه ها

شاید امشب شب آخر باشه

اگه توی این مدت بدی از من دیدید منو ببخشید

خداحافظ

با علایم آلزایمر آشنا شوید

با علایم آلزایمر آشنا شوید

آلزایمر

امروز 21 سپتامبر 2010، مصادف با 30 شهریور 1389، روز جهانی آلزایمر است. در این مطلب قصد داریم شما را با 10 علایم اولیه ی آلزایمر آشنا کنیم، پس با ما باشید.

علائم اولیه آلزایمر در افراد مختلف و حتی روزهای پی در پی متفاوت خواهد بود. بعضی از نشانه های آن به قدری ظریف است که هیچ کس به آن توجه نخواهد کرد.

علائم بعدی به صورت بارزتری جلوه می کند و آن زمانی است که بیماری پیشرفت زیادی کرده است.

از جمله علائم اولیه ابتلا به این بیماری عبارت هستند از:

1- از دست دادن حافظه

یکی از شایع ترین علائم آلزایمر فراموش کردن چیزهایی است که در فاصله ی زمانی نه چندان دور فرا گرفته اید. در حالی که فراموش کردن قرار ملاقات، نام یا شماره تلفن دوستان طبیعی است، اما در افراد مبتلا به آلزایمر فراموشی بیشتر اتفاق می افتد و بعد ها نیز با گذر زمان موارد فراموش شده را به خاطر نخواهند آورد.

2- مشکل در انجام امور زندگی و کارهای روزانه

افراد مبتلا به آلزایمر به سختی می توانند وظایف خود را بدون فکر کردن به خاطر بیاورند. فراموش کردن شیوه ی طبخ غذا، تعمیر لوازم منزل و یا بازی های ساده از جمله مشکلات این افراد است.

3- مشکلات زبانی

هر فردی ممکن است بعضی اوقات به سختی بتواند کلمات صحیح را پیدا کند. اما افراد مبتلا به آلزایمر اغلب مواقع کلمات ساده را فراموش می کنند و یا واژه های غیر معمولی را جایگزین می کنند.

4- سردرگمی زمانی و مکانی

ادامه نوشته

الان واکسن آنفلوانزا بزنید

واکسن آنفلوانزا در داروخانه های سراسر کشور توزیع شد

واکسن آنفلوانزا

دکتر داوود یادگاری، رئیس مرکز تحقیقات بیماری های عفونی- گرمسیری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از توزیع واکسن آنفلوانزا در داروخانه های سراسر کشور خبر داد.

 

دکتر داوود یادگاری با اعلام این خبر افزود:

واکسن آنفلوانزای امسال علیه ویروس آنفلوانزای خوکی H1N1 که در سال گذشته پاندمی (همه گیر) شده بود نیز ایجاد مصونیت می کند.

 

فصل شیوع آنفلوانزا از ابتدای مهرماه هر سال تا اردیبهشت سال بعد است، اما بهترین زمان برای واکسینه شدن بر علیه این بیماری، اواخر شهریور ماه و کل مهر ماه است.

 

اثربخشی این واکسن در بدن دو هفته به طول می انجامد.

 

ضروری است، افراد در معرض خطر پس از مشورت با پزشک، نسبت به واکسیناسیون اقدام کنند. افراد بالای 60 سال سن، کودکان بالای شش ماه و زیر پنج سال از افراد در معرض خطر هستند.

 

مبتلایان به بیماری های قلبی و ریوی، دیابت، بیماران کلیوی و اشخاصی که به سایر بیماری های مزمن دچار هستند، کسانی که بر اثر دیالیز، شیمی درمانی ، پیوند اعضا، تالاسمی و ... دچار ضعف سیستم ایمنی هستند، به منظور جلوگیری از بستری شدن در بیمارستان و کاهش خطر مرگ نیز می بایست علیه ویروس آنفلوانزا واکسینه شوند.

همچنین مادران باردار، کودکان مبتلا به آسم، پرسنل مراکز درمانی و شاغلان خانه های سالمندان و عده ای که مراقبت از سالمندان را عهده دار هستند نیز می بایست، همه ساله واکسینه شوند.

 

آنفلوانزا یک عفونت مسری مجاری تنفسی (بینی، گلو و ریه ها) است که علایم آن شامل تب، سردرد، خستگی شدید، سرفه، گلودرد، احتقال بینی و بدن درد است که می تواند کار و فعالیت اجتماعی فرد را تا دو هفته مختل کند.

 

گونه های آنفلوانزا هر سال تغییر می کنند. لذا حتی اگر فردی نسبت به گونه های آنفلوانزای شایع در سال های گذشته ایمن بوده باشد، ممکن است، نسبت به گونه های جدیدی که امسال ظاهر می شوند، ایمن نباشد.

 

اگرچه بسیاری از افراد ممکن است، بدون مصرف دارو بهبود یابند، اما آنفلوانزا می تواند، منجر به بروز مشکلات تنفسی حادتری مثل برونشیت و پنومونی (ذات الریه) شود.

 

بهترین راه برای حفاظت در برابر گونه های جدید آنفلوانزا، واکسیناسیون هر ساله علیه این بیماری است. واکسیناسیون علاوه بر اینکه خطر بیماری های تنفسی و مراجعات بعدی به پزشک و غیبت از محل کار و تحصیل و هزینه مراقبت های پزشکی را کاهش می دهد، سبب افزایش بهره وری نیز می شود.

 

بیماری آنفلوانزا در افرادی که بیماری زمینه ای دارند، می تواند با شدت و مشکلات بیشتری همراه شود؛ مثلا عوارض عفونت ریوی ناشی از تهاجم ویروس یا عفونت ثانویه ریوی، سینوزیت، عفونت گوش و ... در گروهی که بیماری زمینه ای قلبی و ریوی دارند، شدیدتر است.

سلامت نیوز

اگر می خواهید با پزشکان سایت مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

برای شرکت در بحث های انجمن بهداشت و سلامت سایت، اینجا را کلیک کنید.

 

مدیریت یا سلطه گری ؟!

خشونت

معنا و مفهوم قیّومیّت :

یکی از آیاتی که در میان جامعه می تواند بسیار بحث برانگیز و جنجال آمیز باشد  ، آیه ی " الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ و ...   [نساء / 36] مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند ازنظر نظام اجتماع برای بعضی دیگر قرار داده است و بخاطر انفاقهائی که از اموالشان در مورد زنان می کنند 1"  است .                                                                                                                                                                       

به نظر من قبل از اینکه سراغ این مبحث برویم خوب است که این باور را در خودمان به یقین صد درصد برسانیم که " خالقی که ما را آفریده و قوانینی را در کتابش برای ما عرضه کرده ، از هرگونه نقص و مشکلی مبرّا است و قوانین آورده شده صرفاً به منظور سعادت ما بندگان نازل شده است  و در بین خداوند هیچ فرق و امتیازی بین بندگان وجود ندارد مگر به واسطه ی ایمان ، تقوا و عمل صالحشان " . با پذیرفتن کامل این باور حالا می توانیم کاملاً منطقی بحث کنیم و به نتیجه ی خوبی برسیم .

برای بحث درباره آیه ی  " الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء "  ابتدا باید معناى آن را به درستى فهمید . در این رابطه باید ابتدا درك درستى از  معنی " قوام " و دایره شمول آن داشت ، تا بتوان به دلیل و فلسفه  ی آن راه پی برد . بنابراین در اینجا سه نكته باید روشن شود : معنا ، گستره و حكمت آن قوام .

الف)  در رابطه با معناى كلمه « قوام » آمده است : " القوام من القیام و هو اداره المعاش " ؛ یعنى ، ( قوّام) مشتق شده از « قیام » و آن به معناى اداره امور زندگى است. 2

ب )  گستره این حكم محدود به روابط خانوادگى است . به عبارت دیگر این آیه ، بیانگر برترى مطلق مرد نسبت به زن نیست و تنها مسئولیت مرد در سرپرستى كانون خانواده را بیان نموده و به دنبال آن ، به برخى از توابع این مسئولیت  مانند؛ لزوم تأمین نیازهاى اقتصادى خانواده ، اشاره مى‏كند .

ج )  فلسفه این حكم آن است كه به طور طبیعى مرد ، توانایى بهترى براى اداره خانواده و تأمین نیازمندى‏هاى آن دارد . از طرف دیگر زن نیازمند محیطى امن همراه با آسایش كافى است تا در پرتو آن ، بتواند به انجام وظایف دیگرى كه در نظام آفرینش بر عهده او قرار داده شده است مانند ؛ حمل، رشد و تربیت فرزند و... بپردازد . بنابراین ریاست و مسئولیت مرد و در راستاى آن تلاش براى اداره و تأمین نیازهاى خانواده ، نه تنها امرى شرعى ؛ بلكه حقیقتى تكوینى و متناسب با نظام خلقت زن و مرد است .

تجربه نشان داده است كه زن به صورت فطرى ، جورى آفریده شده كه نیازمند تكیه نمودن بر مرد و اتكاء به مدیریت اوست . امروزه حتى زنان غربى از جابجایى مسئولیت‏هاى زن و مرد و پذیرش اداره زندگى و شكستن حقوق مرد در روابط خانوادگى و بى‏اعتنایى به مسئولیت مرد در سرپرستى و اداره كانون خانواده ، به ستوه آمده‏اند .

ادامه نوشته

آیه چشم زخم سندیت ندارد

یكی از اقسام سحر و جادو، تصرفات چشم است كه اگر به گونه‌ آسیب‌زا و زیان‌بار باشد از آن به چشم زخم یاد می شود. چشم زخم به معنای آسیبی است كه چشم بد به كسی بزند. 1

اصل مساله چشم زخم حقیقت دارد و روایاتی دال بر وقوع آن وجود دارد از جمله نبی مرکرم اسلام (صلی الله علیه و آله)چنین فرمایش کردند: «چشم زخم، واقعیت دارد و مرد را در قبر و شتر را در دیگ درآورد»2 (کنایه این که ممکن است بر اثر چشم ‏زخم، شتری مریض ‏شود و صاحبش از ترس تلف شدنش، او را ذبح نماید.)

در نهج البلاغه (جملات قصار حضرت) نیز آمده است: «العین حق و الرقى حق؛ چشم زخم حق است و توسل به دعا براى دفع آن نیز حق است».

 

اما بر خلاف عقیده مشهور میان عوام، هیچ سندی مستندی مبنی بر دلالت آیه "و ان یکاد" بر چشم زخم وجود ندارد.

توضیح بیشتر اینکه:

آیه 51 و 52 قلم/68 به آیه «و‌إن یكاد» شهرت دارد. از این آیه همواره براى خنثا كردن چشم زخم به صورت قرائت، تعویذ یا تابلو استفاده مى‌شود «و‌إِن یَكادُ الّذینَ كَفَروا لَیُزلِقونَكَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِكرٌ لِلعَـلَمین = و همانا نزدیك است كافران هنگامى كه قرآن را مى‌شنوند، با [نگاه‌ها و] چشم‌هایشان تو را به زمین بزنند و مى‌گویند: او مجنون است؛ حال آن‌كه قرآن [یا پیامبر] جز اندرزى براى جهانیان نیست».

بیش‌تر مفسّران، این آیه را درباره چشم‌زخم دانسته و با نقل روایاتى مبنى بر واقعیّت داشتن چشم زخم، درصدد اثبات آن برآمده‌اند.3 اینان برآنند كه مقصودِ آیه، چشم‌ زخم كافران به پیامبر (صلى الله علیه وآله)است كه مى‌خواستند با چشمان خود، حضرت را از بین ببرند؛4 امّا تفسیر دیگر از آیه مى‌گوید: كافران هنگام شنیدن قرآن، چنان از شدّت خشم و دشمنى، به پیامبر (صلى الله علیه وآله) نگاه مى‌كردند و چشم غرّه مى‌رفتند كه اگر مى‌توانستند، پیامبر را با نگاه‌هاى خشم‌آلود خود مى‌لغزاندند و از بین مى‌بردند.5

در هر صورت، مطابق تفسیر اوّل و مشهور، آیه از چشم‌زخم كافران به پیامبر خبر مى‌دهد؛ امّا این‌كه قرائت یا همراه داشتن آن، جلو چشم‌زخم دیگران را مى‌گیرد یا نه، روایتى مُسنَد از پیامبر یا دیگر معصومان در دست نیست؛ بلكه بر پایه برخى روایات، پیامبر، هنگام تعویذ امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) یا افرادى دیگر از چشم‌زخم، به اذكار دیگرى غیر از این آیه توسّل جستند.6 فقط حسن بصرى گفته است كه دواى چشم ‌زخم، قرائت آیه «و‌إِن یَكادُ...» است.7

ملاّ فتح‌ اللّه كاشانى نیز روایتى بدون سند درباره نزول آیه نقل كرده كه مى‌گوید: پیامبر (صلى الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود و قرآن مى‌خواند و مشركان بر در مسجد انتظار مى‌كشیدند تا هنگام خروج پیامبر، او را چشم بزنند؛ در همان حال، جبرئیل (علیه السلام) آیه «و‌إِن یَكاد» را نازل كرد و به پیامبر گفت كه آن را تلاوت كند تا از چشم زخم آنان در امان باشد؛8 امّا در نقلى كه ابوالفتوح از كلبى درباره این شأن نزول دارد، از قرائت این آیه به وسیله پیامبر براى جلوگیرى از‌تأثیر چشم‌زخم مشركان سخنى به میان نیامده‌است.9

اما قرآن در آیه 67 سوره یوسف به امكان وحقانیت چشم زخم اشاره می كند. در این آیه حضرت یعقوب (ع) به فرزندان خویش فرمان می دهد كه هنگام ورود به مصر از یك دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جایی كه فرزندان ده گانه ایشان افرادی زیبا و تنومند و جوان بودند از ایشان می خواهد برای در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه های متعدد وارد شوند تا به چشم نیایند.10 بنابراین می توان گفت كه چشم زخم امری پذیرفته شده در بینش و نگرش قرآنی است.11

 

 

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 

سخت تر از سنگ !!

قلب ،تکه ی سفیدی است .

مثال قلب همچون صفحه سفیدی است که هر گناه یک لکه روی ان ایجاد می کند با افزایش گناه لکه های سیاه زیاد می شوند و سر انجام قلب کدر و تاریک می شود ،به گونه ای که هیچ وعظ و نصیحتی بر آن تأثیر نمی گذارد و چون قلب فاسد شد ،همه ی اعضا فاسد می شوند .پیا مبر(ص) فرموند :”در جسد تکه گوشتی است  ،چون فاسد شد تمام بدن فاسد می شود و آن قلب است." و نیز امام حسین (ع)   خطاب به لشکر دشمن فرمودند :آنچه که باعث شده شما سخن حق را نپذیرید و قلبتان را تیره کرده پر شدن شکمهایتان از حرام است .در اطرافمان کم نیستند آدم هایی که هرچه حق به آنها گفته می شود در آنها تأثیری ندارد و گاهی خود را به نفهمیدن یل ندیدن می زنند .

علّامه طباطبایی مفسّر بزرگ قرآن این آیه را چنین تفسیر می کنند :

آیه شریفه شدت قساوت قلوب بعضی انسانها را ، این طور بیان كرده : كه (بعضى از سنگها احیاناً مى‏شكافند ، و نهرها از آنها جارى می شود) ، و میان سنگ سخت ، و آب نرم مقابله انداخته ، چون معمولاً هر چیز سختى را به سنگ تشبیه مى‏كنند ، هم چنان كه هر چیز نرم و لطیفى را به آب مثل مى‏زنند . مى‏فرماید : سنگ با آن صلابتش مى‏شكافد ، و انهارى از آب نرم از آن بیرون مى‏آید ، ولى از دلهاى اینان حالتى سازگار با حق بیرون نمی آید ، حالتى كه با سخن حق ، و كمال واقعى ، سازگارباشد.

 " وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ " . هبوط سنگها همان سقوط و شكافتن صخره‏هاى بالاى كوه‏ها است ، كه بعد از پاره شدن تكه‏هاى آن در اثر زلزله ، و یا آب شدن یخهاى زمستانى ، و جریان آب در فصل بهار ، بپائین كوه سقوط مى‏كند .

و اگر این سقوط را كه مستند به عوامل طبیعى است ، هبوط از ترس خدا خوانده ، بدین جهت است كه همه ی اسباب به سوى خداى مسبب الاسباب منتهى می شود ، و همین كه سنگ دربرابر عوامل خاص متأثّر گشته و از كوه مى‏غلطد ، همین خود ، پذیرفتن و تأثّر از امر خداى سبحان نیز هست ، چون در حقیقت خدا به او امر كرده كه سقوط كند ، و سنگها هم به طور تكوین ، امر خداى را مى‏فهمند . هم چنان كه قرآن كریم مى‏فرماید : " وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ ؛ هیچ موجودى نیست ، مگر آنكه با حمد خدا ، پروردگارش را تسبیح می گوید ، ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید " 1 و نیز فرموده : " كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ ؛همه درعبادت اویند".2

ادامه نوشته

دین داری با نشاط !   

شادی و نشاط یک ضرورت و نیاز اساسی انسان به شمار می آید. اساس محبان حسنی و پدیده های آن به گونه ای طراحی شده است که در آدمی نشاط ایجاد می کند.

بهار با طراوت، صبح با لطافت، طبیعت با ظرافت، آبشارهای زیبا، طلوع و غروب دلنشین خورشید، گل های رنگارنگ، دیدار دوستان و ... همه و همه شادی آفرین و مسرت بخش است.

یکی از مهم ترین عوامل سلامت جامعه شادی است و بدون شادابی و نشاط، فعالیت های انسان به نتیجه مطلوب نمی رسد.

میان شادی و زندگی رابطه ای مستقیم وجود دارد. یعنی کسی که در ظاهر و باطن شاد است، چهره ای گشاده دارد و از رفتاری خوشایند برخوردار است، امیدواری و پویایی و تفکر منطقی بر وجودش حکم فرماست.

شادی تصمیم گیری را در عرصه های مختلف بر انسان آسان می سازد و بهره مندی از قدرت فکر و عقل را برای او راحت تر می نماید.

انسانی که با اتکا به خداوند شاداب و با نشاط است اولاً از زندگی خویش لذت می برد و ثانیاً وجودش برای دیگران ارزشمند تلقی می شود.

در نتیجه هم شادی موجب زندگی موفق می شود و هم زندگی موفق در شادابی انسان اثر دارد و این رابطه، مستقیم و دو طرفه است .

 

شادی چیست؟

شادمانی عبارتست از پروراندن عالی ترین صفات و خصایص انسانی .شادی یعنی بالندگی، نشاط و حرکت بدون احساس اضطراب و افسردگی و اندوه.

شادی یک نوع احساس رضایتمندی است که موجب سلامتی جسم و روح انسان می شود.وقتی جسم و روح سالم باشد بی تردید عقل و خرد نیز عملکردهای سالمی را برای زندگی انسان تدارک می بیند.

استاد مطهری نیاز به شادی و نشاط را مانند نیاز به غذا می داند که ضرورتی اساسی برای ادامه حیات است.

باید توجه داشت که شادی و نشاط هم در بُعد فردی و هم در بُعد اجتماعی مقوله بسیار اثرگذاری است. جامعه ای که از نشاط برخوردار نباشد، جامعه ای کم تحرک، ناامید و بدون انگیزه خواهد بود و پیامدهای منفی را به دنبال خواهد داشت.

 

ادامه نوشته

روانشناسی رنگ در قرآن

خوانندگان جوان که با قرآن کریم مأنوس هستند، اطلاع دارند سوره بقره (گاو ماده) در بردارنده داستانی است که یکی از ارکان آن پیدا کردن گاوی با ویژگیهای خاص و رنگ مخصوص است. سپس کشتن آن گاو و زدن بخشی از آن را به بدن کسی که به ناحق کشته شده بود تا زنده شود و قاتل را معرفی کند.

همچنین می‌دانند که اصطلاحی به نام بهانه های بنی‌اسراییلی داریم. این اصطلاح به همین داستان ربط دارد که علاوه بر قرآن کریم در کتاب مقدس هم در دو سه جا آمده است. نگارنده این سطور در یکی از «نکات قرآنی» که در نشریه «بینات» نوشته است، اشارات مفصل‌تری به آن دارد. داستان گاو در میان قوم بنی اسراییل یعنی یهودیان قدیم در حدود عصر حضرت موسی (ع) رخ داده است. خداوند به پیامبر بنی اسراییل که وحی صریح و قاطع می فرستد که باید گاوی ذبح کنند. بنی اسراییل، شاید تحت تأثیر فشارهای پنهانی قاتل و همدستانش زیر بار ذبح گاو، که می‌توانست هر گاوی باشد، نمی‌رفتند و می‌پرسیدند: این گاو باید پیر باشد یا جوان؟ کاری باشد یا از کار افتاده؟ چه رنگی باشد؟ و غیره.

پیامبر هم از طریق دریافت وحی به آنان جواب می داد تا اینکه سرانجام وصف کاملی از آن به دست داد و به این بهانه‌های بنی‌اسراییلی خاتمه داد.

آنچه به بحث حاضر ارتباط دارد آیه 69 سوره‌بقره است که در میانه‌گیرو دار پاسخ دهی به بهانه‌های بنی‌اسراییلی است:‌« قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یبَینْ لَنا ما لَوْنُها قالَ اِنَّهُ یقُولُ اِنَّها بَقَرَة صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن کند که رنگ آن چیست؛ گفت: او می‌فرماید آن گاوی زرد است که رنگش زرد روشن است [و] بینندگان را شاد می‌کند.»

بحث ما در عبارت «صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گاوی است زرد، که رنگش زرد روشن است[و] بینندگان را شاد می‌کند.» است.

همه ما به حس و عیان، بعضی گاوها یا آهوها یا اشیاء زرد خوشرنگ را دیده‌ایم که دیدن آنه حال و حالت خوشی در انسان ایجاد می کند. اینکه رنگها هر کدام معنای خاص و اثر خاص دارند از مسلّمات فرهنگی و یافته‌های علمی است. در قدیم و از قدیم فی المثل رنگ سفید را نشانه‌صلح و صفا و تسلیم می‌شمردند و سیاه را نشانه عزا یا وقار چنانکه رنگ سیاه شعار عباسیان بود. یا سبز را نشانه‌معصومیت می‌انگاشتند (چنانکه شعار بنی هاشم یا سادات بود)، یا سرخ که نشانه انقلابی‌گری و خونخواهی بود.

این مسأله در ذیل دو مقوله بررسی می‌شود یکی سمبولیسم رنگها (نماد پردازی و معنای کنایی رنگها) و دیگری روانشناسی رنگ. بحث ما مربوط به روانشناسی رنگ است. از زمانی که قرآن مجید رنگ زرد روشن را شاد کننده بینندگان شمرد تا زمانی که روانشناسی رنگها در روانشناسی (و حتی نقاشی) مورد بحث و فحص علمی قرار گرفت، بیش از 12 ـ 13 قرن گذشته است.

امروزه روانشناسان به ارزش روانی گوناگون رنگها توجه و در آنها تحقیق دارند. مثلاً رنگ اتاق و اثاثیه آسایشگاههای روانی را زرد روشن می‌گیرند؛ زیرا این رنگ را شاد و شادکننده یافته‌اند که اثر آرامش دهنده و تسکین دهنده بر اعصاب و روان بیماران حسّاس و نازک طبع و زود رنج دارد. البته تأثیر این رنگ فقط بر بیماران روانی نیست، بلکه بر همه انسانهاست.

چیزی که مسلّم است این بینش و برداشت راجع به رنگها و این رنگ خاص در فرهنگ زمانه‌وحی و نزول قرآن نمی گنجد و فقط وحی الهی می‌توانسته است بیش از یک هزار سال بر پژوهش علمی رنگها سبقت بگیرد.

 

نویسنده: بهاءالدین خرمشاهی

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

گل آزادی بخش برای دخترک ...

در اتاق باز شد. نگاه دخترک لغزید طرفِ باغچه گُلها. آرام بیرون آمد. کسی در حیاط نبود. نگاهی به اتاق «آقا»1 انداخت. در باز بود.

ـ لابد کسی پیش اوست.

برگشت. نرم و ملایم. به طرفِ باغچه آمد. نگاهش به پروانه‌ای افتاد، با بالهای رنگی. از این گُل به آن گُل می‌پرید. لای گلبرگها می‌رفت. پیدا و پنهان می‌شد. یک لحظه به دنبال پروانه دوید. روی گُل زیبایی نشسته بود.

در برابر گُلی سرخم کرد. چشمهایش را بست و بویید.

انگشتانِ باریکش را به ساقه سبزِ گُل تکیه داد و آرام چرخی داد. گُل را چید. جلوتر رفت. گُلِ دیگری چید. باز هم جلو رفت. باز چید. شد یک دسته گلِ زیبا. دست‌هایش پر از هاگِ گلها شد. آمد پشتِ در اتاقِ «آقا». و دست‌هایش را دراز کرد.

ـ بفرمایید.

آقا نگاه کرد. دست دراز کرد و گلها را گرفت. بالا آورد، بویید و به او نگاه کرد. در نگاهش پروانه و پرستو بود. دوباره به گل‌ها نگاه کرد. چه زیبا! چه رنگارنگ. دختر حس کرد چه راحت می‌تواند با آقایش حرف بزند.

ـ آقا، بهترین هدیه‌ها را به بهترین انسان‌ها می‌دهند.

لبخندی صمیمی برلبانِ آقا سبز شد چند لحظ به او نگریست و زیر لب زمزمه کرد:

ـ تو آزادی دخترم! خدا آزادی را به تو داده است.

و به چهره آقایش دقیق شد.

ـ چیزی زیباتر از آزادی نیست که در برابر گل‌های زیبا به تو هدیه شود.

به یاد پروانه و پرستو افتاد. نگران شد.

ـ نکند از باغِ خانه آقا، از میان پروانه‌ها و گل‌های خوشبو بیرون بروم.

ـ اگر آزادم پس بگذار بمانم.

ـ تو آزادی.

به طرفِ در برگشت. بقیه حرف‌ها را نشنید. امّا حس کرد کسی می‌گوید:

ـ بمان با گُلها یا برو با پرستوها

٭٭٭٭٭٭

اَنس، راوی این داستان می‌گوید: به امام گفتم: آزادی یک دختر در برابر چند شاخه گل…؟! فرمود: خدا این‌گونه به ما آموخته است:

«إذا حُییتُمْ بِتَحِیةٍ فَحَیوا بِأَحْسَنِ مِنْها أَوْ رُدّوها؛ هرگاه شما را تحیت و درودی گویند، شما درودی بهتر از آن گویید یا همان را باز گویید»2  و نیکوتر از درودِ وی، رهائیش بود.

 

 

نویسنده: مرتضی دانشمند

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

طلبکاری از علی علیه السلام

آیت الله حلی از ابن جوزی  و دیگران از موثقین عامه و خاصه  نقل کرده اند: در کوفه مردی بوده به نام ابو جعفر تاجر، از خصائصش این بوده از اول سال تا آخر سال، همه روزه هر سید فقیری چیزی از او می گرفته او حساب علی علیه السلام می نوشت و بابت خمس حساب می کرد. بعدا این بنده خدا (ابو جعفر کوفی) ورشکست شد؛ کاملاً فقیر شد رفت گوشه خانه نشست. در خانه که نشسته بود دفتر سابق را می آورد، بدهکارها را نگاه می کرد، اگر مرده بودند اسمشان را خط می زد و اگر زنده بودند، می فرستاد عقبشان که ما این قدر از تو طلب داریم، حالا هم گرفتاریم، آن وقت طرف چیزی می فرستاد معیشتش به همین وضع می گذشت. روزی بیرون در منزلش نشسته بود، یک ناصبی از آن دشمن های علی علیه السلام رد شد؛ شماتتی به او کرد و گفت با آن بدهکار بزرگ، علی چه کردی، ابوجعفر چیزی به او نگفت، از غصه و حسرت بلند شد و رفت در منزل گریه کرد.

این تاجر محترم بعد خوابید در عالم رویا خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه واله و سلم و حسنین علیهماالسلام را دید. خاتم الانبیاء رو کرد به حسنین فرمود: پدرتان علی کجاست؟ علی علیه السلام نزد پیامبر صلی الله علیه واله و سلم حاضر شد فرمود: یا علی، چرا بدهی ات را نمی پردازی. عرض کرد الان آورده ام. به تاجر فرمود: دستت را دراز کن، دستش را دراز کرد کیسه ای پر از پول به دستش داد فرمود: آخرتت هم محفوظ است از خواب بیدار می شود، می بیند کیسه ای پهلویش است. دست به کیسه می زند، صدای اشرفی می دهد همسرش باور نکرد تا بالاخره گفت این عطای علی علیه السلام است زیرا علی علیه السلام فرمود: من بدهیم را آوردم، هم اکنون دفتر حساب را بیاور ببینم، چه قدر از علی طلب داریم. تمام بدهکاری ها را جمع زد و پول ها را هم شمرد بدون این که یک درهم کم یا زیاد باشد مطابق بود با آن چه از علی علیه السلام طلب داشته است. 1

رهنما_گروه دین و اندیشه تبیان