سوال خصوصی از رهبر انقلاب

مقام معظم رهبری

رضا امیرخانی،نویسنده کتاب معروف داستان سیستان با عنوان فرعی 10 روز با رهبر، در خاطره‌ای روایتی از دوران نوجوانی رهبر معظم انقلاب را از سوی ایشان نقل کرده است که جالب و خواندنی است.


به گزارش سایت روزنامه ایران ، در وبلاگ "مرگ آگاهی" خاطره‌ای خواندنی به نقل از "رضا امیرخانی" از رهبر معظم انقلاب ذکر شده که هم می توانید متن کامل آن را در زیر ببینید و هم می توانید منتخبی از آن را که در پایگاه مقام معظم رهبری منتشر شده است، به صورت آنلاین در انتهای همین متن بشنوید:

 «ما خیلی اوقات که خدمت ایشون رسیدیم برای ما تعجب‌آور بوده ایشون کتاب‌هایی رو شاید که چند ماهی نشده از نشرشون گذشته خیلی خوب خونده بودن. حتی بعضی وقت‌ها ماها دیدیم خودمون نخوندیمو خلاصه آبرومون رفته و اینها. این هست! کتاب‌های فراوانی رو ما دیدیم که ایشون خوندن...درباره کتاب‌های خودم اصلاً دوست ندارم صحبت کنم چون این کار رو درست نمی‌دونم... ولی فکر می‌کنم درباره چیزهای می‌تونیم صحبت کنیم که شیرین‌تر باشه.

ما یک بار این کتاب آقای عزت‌شاهی رو بردیم دادیم خدمت حضرت آقا-کتاب که فکر کنم 800-700 صفحه هست-ما جلسمون هفتگی بود، هفته آینده که رفتیم خدمت ایشون مطلع بودیم که ایشون در طی این هفته کتاب رو خونده بودن، از آقای عزت شاهی و آقای کاظمی نویسنده کتاب و اون کسی که خاطره گو بود از اون دو نفر دعوت کرده بودن و تقدیر و تشکر کرده بودن. خیلی الحمدالله ایشون با حوصله و با یک نظم خیلی خوبی کتاب می‌خونن.اگر اجازه بدین من پایان جلسمون رو با یکی از جلساتی که ایشون خاطرات نقل می‌کردند بگذرنم که فکر کنم از همشم هم مناسب‌تر باشه؛ حالا که در حقیقت راجع به این قضیه صحبت شد.

ادامه نوشته

آسیب شناسی هرزه بینی!

چشم چرانی

هرزه بینی(مبتذل بینی) 

داشتن شهوت از ویژگی های انسان است، ولی در صورتی وجود این غریزه مفید است که به صورت متعادل اداره شود. افراط در شهوت، عقل را ضعیف می کند و انسان را به وادی هوای نفس و گناه وارد می نماید. دستورات اسلام به گونه ای است که هم باعث حفظ این نیرو می شود و هم آن را کنترل می نماید و به حفظ تعادل آن توصیه می کند؛ زیرا انسان در مسیر سعادت و بهروزی و رسیدن به قرب الهی نیازمند ابزارها و زمینه های است که او را پاداش داده و آماده سازد. چشم و گوش و سایر ابزار معرفتی خود را کنترل نماید تا عقل و فکر او را به تسخیر نگیرد، چون طبیعی است که چشم، شاهد تأثیرات عمیق و فوری است که از آهنگ و فیلم های مبتذل برمی خیزد، بر دل می نشیند و در قلب شور و هیجان بر پا می کند، تا آن جا که این ارتعاشات سوار بر احساس آدمی او را به وادی خیال، شهوت، فساد و بی بند و باری سوق می دهد. این پیشامد موجب می شود که عقل از محاسبات جدی، دقیق و واقع بینانه به دور بیفتد، و در نهایت به پژمردگی، ستم یا افسردگی در انجام وظایف دینی و الهی (فردی و اجتماعی) منتهی شود. به اتفاق همه دانشمندان علم اخلاق، رمز خوشبختی و سعادت حقیقی بشر در کنترل اعضاء و جوارح و تعدیل احساساتش نهفته است که از آن به عدالت تعبیر می شود و آن به معنای واقعی کلمه در منطبق کردن مسیر زندگی با راه خدا که صراط مستقیم است خلاصه می شود، زیرا روح آرامش و اطمینان آن جاست.

اختلال «هرزه بینی» در دنیای مجازی که از ارمغان های تکنولو‍ژی رسانه ای دوره پست مدرنیزم، نقش بی بدیلی در ایجاد، تشدید و تو سعه آن دارد، متعلق به قشر جوان و یا یک گروه سنی خاص نیست بلکه موضوعی است که براحتی می تواند بر هر گروه سنی، جنسی، ملیتی، گروه های فرهنگی و حتی مذهبی تأثیر گذار باشد. با چنین رفتارهایی باید قبل از اینکه غیرقابل کنترل شوند، مقابله کرد. هرزه بینی هم مثل چیزهای دیگر، عادتی اعتیادزا است که خیلی زود از کنترل خارج می شود. باور این نکته ضروری است که هرزه بینی و هرزه نگاری تنها تولید و مشاهده جنسی نیست بلکه اعتیادی است که همچون مواد مخدر، ویرانگر و دارای درجات مختلف می باشد.

 

تعریف هرزه بینی

«هرزه بینی» به معنای استفاده (غالبا مشاهده) مطالبی است مستهجن که از لحاظ جنسی آشکار هستند و عمدتاً به قصد تحریک جنسی ارائه می شوند که اغلب دارای سه خصیصه هستند:

1- به طور کلی، خواهان یک علاقه شدید (وقیح، هولناک، بی شرمانه یا شهوانی) جنسی هستند؛

2- ارتباط جنسی را به شیوه ای آشکار و آزار دهنده توصیف می کنند. (به عبارت دیگر، از معیارهای جامعه کنونی فراتر می روند و توصیفاتی از ارضا یا فعالیت جنسی را بیان می کنند)؛

3- به طور کلی فاقد ارزش ادبی، هنری، سیاسی و علمی هستند.

پژوهشگران آلمانی معتقدند که اعتیاد به دیدن صحنه های مستهجن  سبب انزوا و دوری فرد از اجتماع و کاهش روابط اجتماعی او می شود. دیدن عکس ها و فیلم های مبتذل، به ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می دهد تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می گردد

بیان شرعی

چشم چرانی

همانگونه که می دانید ملاک قبولی اعمال در قیامت، همراهی عمل با نیت تقرب به خدا (در عبادات) و تطابق ظاهر آن عمل با دستور شرع است. در زمان غیبت ائمه (علیهم السلام) منشاء دستورات شرعی (به فرموده خود معصومین) فقها و مراجع عظام تقلیدند. پس ملاک قبولی اعمال، مطابقت آن با دریافت اجتهادی (برای مجتهد) و تبعیت آن از فتوای مرجع تقلید (برای غیر مجتهد) است؛ به نظر مراجع عظام در این مورد نگاهی بیاندازیم:

همه مراجع بزرگوار تقلید بر این باورند که: «نگاه به فیلم های محرک و شهوت انگیز، جایز نیست و بین مجرد و متأهل تفاوتی ندارد»1

تصاویر و عکس های شهوت انگیز نیز به همین حکم ملحق شده است.

ایشان حتی به بهانه تحریک جنسی (مقدمه آمیزش جنسی با همسر) نیز چنین رفتاری را جایز نمی دانند: «تحریک شهوت با نگاه به فیلم هاى مبتذل و جنسى، جایز نیست»2

 

ادامه نوشته

ابراهیم بن مالک اشتر نخعی که بود؟

از افرادی که در تاریخ برای خود یل و قدرت عظیمی بود وبزرگان پیرامون او بسیار سخن گفته اند ، ابراهیم بن مالک اشتر می باشد که در این مقاله به آشنایی بیشتر پسر مالک اشتر ، آن مرد رزم آور و شجاع سپاه علی (علیه السلام ) می پردازیم .


ابراهیم فرزند برومند مالک اشتر یار صمیمی و صحابی خاص امیرالمؤمنین علی(ع) است.[1]

اوصاف ابراهیم

مختار و ابراهیم مالک اشتر

ابراهیم سرور قبیله نخع و یکه تاز آنان[2] از فرماندهان شریف و با سیادتی بود که به شجاعت و تدبیر مشهور بود.[3] بسیاری از مورخان او را در شجاعت ستوده اند.[4] و از قهرمانی ها و شجاعت هایش در میدان جنگ که به مانند صاعقه بی امان بر قلب دشمن می تاخت و از یمین و یسار از کشته پشته می ساخت با شگفتی یاد کرده ، سخن ها گفته اند.

از دیگر مواردی که مورخان در وصف شجاعتش گفته اند، حضور او در جنگ صفین است. او با وجود آن که نوجوانی کم سن و سال بود، در این جنگ حضور یافت و در کنار امیرالمؤمنین(ع) و پدرش مالک اشتر رشادت ها از خود نشان داد.[5]

ابراهیم نه تنها در شجاعت و شهامت ؛ بلکه در سخاوت و جوانمردی و ایمان و اخلاق و محبت به اهل بیت(ع) نیز  برترین مردم عراق بود .[6]

ادامه نوشته

علت حضور غلام و کنیز در خانه اهل بیت(علیهم السلام)

اهل بیت

با مطالعه زندگی اهل بیت(علیهم السلام) گاهی این سوال پیش می آید: «چرا اهل بیتی که پیوسته سفارش به ساده زیستی و پرهیز از زندگی آن چنانی می کردند؛ خود دارای غلام و کنیز بودند؟ آیا داشتن غلام و کنیز و خدمتکار که نمایانگر یک زندگی مرفهانه است با شأن و کلام ایشان سازگاری دارد؟»


تحلیل سوال

علت ایجاد این سوال همان طور که از متنش پیداست تصوریست که از شنیدن نام «غلام» و «کنیز» برای شخص به وجود می آید. آن تصور این است که هر کس در خانه اش غلام، کنیز و خدمتکار دارد قطعا دارای یک زندگی مرفهانه است؛ زندگی ایی که صاحب آن بر تختی با شکوه تکیه زده؛ مدام می خورد و به زیر دستان فرمان می دهد و از دست زدن به سیاه و سفید جداً پرهیز می کند.

این تصور که در مورد نوع مردم آن زمان و این زمان درست به نظر می رسد سبب می شود سوال یاد شده در ذهن نقش ببندد؛ اما به چند دلیل این پندار انتقاد برانگیز درباره اهل بیت (علیهم السلام) باطل است و ناروا؛ یعنی اگر چه وجود چنین افرادی در زندگی آنها خبریست قطعی؛ اما ایشان هیچگاه مرفهانه (به آن معنی که گفتیم) و بر خلاف آنچه که خود توصیه کردند زندگی نکردند. اگر این حقیقت روشن شد دیگر آن سوال جایی برای مجال پیدا نکرده و از اساس برطرف می شود.

دلیل های باطل بودن آن پندار سوال برانگیز:

اول:

اهل بیت (علیهم السلام) مردم را به کاری سفارش نکردند مگر آنکه خود قبل از همه و به طور کامل عامل به آن بوده اند.(تأویل‏الآیات‏الظاهرة/124)  به عنوان نمونه امیرالمومنین (علیه السلام) سران و بزرگان جامعه را توصیه به ساده زیستی می کند و می فرماید: «إِنَّ اللهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ»؛ خداوند بر پیشوایان عدالت واجب کرده در سطح مردم فقیر و مستضعف زندگی کنند تا مبادا فقر و نداری، تنگدست را به طغیان و معصیت وادار نکند. اما این توصیه را کسی می کند که خود در شدت ساده زیستی زبانزد همگان است. پس اگر توصیه کرده اند حتما خودشان در عمل به آن پیشتاز و الگویی کامل بوده اند.

دوم:

اهل بیت(علیهم السلام) تا حد امکان از واگذاری کار خود به دیگران پرهیز می کردند. در سیره ایشان آمده است:

در خانه امیرالمومنین(علیه السلام) کارهای درون خانه را حضرت زهرا (سلام الله علیها) انجام می داد و کارهای بیرون را امام علی(علیه السلام) (بحارالانوارج43/81)؛ یعنی خود ایشان کارهای روزمره زندگیشان را انجام می دادند؛ حضرت علی(علیه السلام) هیزم و آب می آورد و جارو می زد و حضرت زهرا(سلام الله علیها) به دست مبارک خود گندم را آرد می کرد و خمیر می ساخت، آنگاه به پختن نان مشغول می شد؛ «كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَحْتَطِبُ وَ یَسْتَقِی وَ یَكْنُسُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْهَا تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِز» (کافی ج5/86)

ادامه نوشته